ذکر بعضی آیات در تحقق موضوع ارتداد و ترتب آثار و احکام ارتداد
8اتفاقاً بحث جالبی است که شخصی از یکی از کشورها از من راجع به قضیهای سؤالی کرده است، نامهای داده بود و نوشته بود که در آمریکا شخصی از منزلش بیرون رفته است و وقتی که برگشته دیده است که دزد منزلش را زده است، بعد به پلیس شکایت کرده است، پلیس هم گفته است: «ما که نمیتوانیم کنار خانۀ تو بایستیم و مراقبت کنیم لعلّ اینکه همان موقع که ما در خیابان بغلی میرویم و گشت میزنیم، در همان موقع دزد بیاید و مال شما را ببرد!» پلیس برای هر خانهای که نیست! کاری که پلیس میتواند انجام بدهد این است که حالا اگر دزدی هست تعقیب کند و او را بگیرد، حالا یا موفق میشود یا نمیشود، اما اینکه برای هر خانهای حارسی قرار بدهد کار او نیست. او هم گفته است که اگر شما نمیتوانید پس من خودم حفاظت از منزل را بهعهده میگیرم! این پرونده دو سال در محکمۀ آمریکا در جریان بوده است تا اینکه حکم دادهاند. یعنی میخواهم بگویم: قضایا آنقدر هم آسان نیست بلکه باید مقداری بیشتر روی آن فکر کرد. خلاصه، این شخص تفنگی را در یک جا گذاشت که هر کسی این در را باز کرد شلیک کند. اتفاقاً دزدی آمد و در منزل را باز کرد، وقتی که در را باز کرد گلوله مستقیماً به پشت گردن او برخورد کرد و این دزد از گردن به پایین فلج شد و جریان به دادگاه و امثالذلک رسید. او میگوید: این شخص بدون اجازۀ من وارد منزل شده است، پلیس هم گفته است که من نمیتوانم مراقبت کنم و... ، پس چیزی بهعهدۀ من نیست! آن دزد هم میگوید: درست است که من دزدم ولی آیا جزای دزد کشتن است؟! من قبول میکنم که من دزد هستم، مرا تأدیبم کنید، چرا جزای من این باشد که مرا بکشند؟! پس اگر کسی به کسی فحش میدهد جزایش این است که سرش را ببرند و ذبحش کنند یا اینکه سبّ کنند؟!

