
بررسی مفهوم تجری و نقش نیت در ثواب و عقاب
نسبت حسن و قبح فاعلی با اختیار انسان در احکام
این جلسه از سلسله مباحث ارتداد توسط آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین مفهوم تجری و نقش نیت در ترتب ثواب و عقاب اختصاص دارد. بحث با این مقدمه آغاز میشود که بسیاری از افراد به دلیل زندگی در محیطهای خاص دچار استضعاف فکری شده و ناخودآگاه احکام یا ضروریات دین را انکار میکنند که این امر به معنای ارتداد نیست. در ادامه، مبنای دقیق ثواب و عقاب بررسی شده و تفاوت میان حسن و قبح فعلی و فاعلی تبیین میگردد. استاد با ذکر مثالهای روشن نشان میدهند که افعال خارجی گاهی تحت تاثیر عوامل غیرارادی قرار میگیرند و به همین دلیل، ملاک اصلی برای پاداش یا عذاب الهی، نیت درونی و اراده قلبی مکلف است نه نتیجه بیرونی عمل. در پایان نیز این قاعده به عنوان دليلی برای توجیه خطاهای فکری افراد و شمول حدیث رفع بر آنان مورد استفاده قرار میگیرد.
بررسی مفهوم تجری و نقش نیت در ثواب و عقاب
توضیحات:
این جلسه از سلسله مباحث ارتداد توسط آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین مفهوم تجری و نقش نیت در ترتب ثواب و عقاب اختصاص دارد. بحث با این مقدمه آغاز میشود که بسیاری از افراد به دلیل زندگی در محیطهای خاص دچار استضعاف فکری شده و ناخودآگاه احکام یا ضروریات دین را انکار میکنند که این امر به معنای ارتداد نیست. در ادامه، مبنای دقیق ثواب و عقاب بررسی شده و تفاوت میان حسن و قبح فعلی و فاعلی تبیین میگردد. استاد با ذکر مثالهای روشن نشان میدهند که افعال خارجی گاهی تحت تاثیر عوامل غیرارادی قرار میگیرند و به همین دلیل، ملاک اصلی برای پاداش یا عذاب الهی، نیت درونی و اراده قلبی مکلف است نه نتیجه بیرونی عمل. در پایان نیز این قاعده به عنوان دليلی برای توجیه خطاهای فکری افراد و شمول حدیث رفع بر آنان مورد استفاده قرار میگیرد.
بررسی مفهوم تجری و نقش نیت در ثواب و عقاب
4اقسام فعل
فعل بر دو قسم است: فعل، یکموقع جنبۀ اجتماعی دارد و آن جنبۀ اجتماعی و بهعبارتدیگر نفس العمل فی الخارج مورد نظر است و بر آن حسن و قبح تعلق میگیرد و درواقع اختیار و ارادۀ مختار و مکلّف در ترتّب حسن و قبح دخالت ندارد، یا اینکه اختیار و ارادۀ او در ترتّب حسن و قبح دخالت دارد.
اگر فعل جزء نوع اول باشد مانند افعالی که از فاعل صادر میشوند سواءٌ اینکه فاعل مختار باشد یا نباشد، سواءٌ اینکه این فاعل انسان باشد یا نباشد، مثلاً از آسمان باران میبارد، ابر در نزول مطر مختار نیست اما این نزول مطر موجب خیرات و برکات خواهد بود، در اینجا حسن و قبح به نفس آن فعل تعلّق گرفته است و کاری به اختیار و ارادۀ او ندارد، یا مثلاً دکتری یا مکتشفی است که ویروسی را کشف میکند، میکربی را کشف میکند، واکسنی را کشف میکند، ما کاری نداریم به اینکه حالا منظورش این بوده است که با این واکسن چه مسائلی پیدا شود، و چه تخیلاتی و مسائلی در ذهن او بوده است، الآن که این میکرب کشف شد موجب خیلی از مسائل و خیرات میشود یا الآن که این واکسن کشف شد موجب جلوگیری از بسیاری از امراض میشود، حالا اینکه این واکسن را خود این شخص طبیب کشف کرده است یا اینکه حیوانی آن را کشف کرده است، این دیگر برای ما فرقی ندارد؛ در اینجا حسن و قبح به نفسالفعل بدون دخالت در نیّت و غرض فاعل [تعلق گرفته است] ما به این نقطه و این مرحله کاری نداریم.
اگر فعلی از فاعلِ مکلّف صادر شود که طرف این فاعل، عقاب و ثواب است و بهعبارتدیگر طرف فاعل، خدا است و خداوند متعال فاعل را براساس تکلیف معاقب یا مثاب قرار میدهد، طبعاً فاعل در این فعل دخالت دارد یعنی در اینجا حسن و قبح در نیّت فاعل دخیل است.
