اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مروری بر بحث تجرّی

جلسه ۱۷

0
فقه
فقه

بخش چهارم: مروری بر بحث تجری مقدمتا للنتیجه

مروری بر بحث تجرّی

2
  •  

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  •  

  • تأثیر اجتناب‌ناپذیر محیط تربیتی در شکل‌گیری عقاید انسان

  • ... شخص در محیطی است که آن محیط تربیتی او اقتضاء می‌کند یک‌نحوه تفکر داشته باشد که آن تفکر با مبانی شرع وفق نداشته باشد؛ من‌باب‌مثال از ابتدا بی‌حجاب باشد و یا تفکرش این باشد که خمس و زکات و امثال‌ذلک را از ابتدا انکار کند. الآن افراد زیادی هستند که خمس نمی‌پردازند، تفکرشان این است، انکار خمس می‌کنند و می‌گویند که خمس را آخوندها درآوردند. انکار خمس می‌کنند اما درعین‌حال به فقرا خیلی کمک می‌کنند؛ حتی اگر شما نگاه کنید، می‌بینید که بیش از آن ‌مقداری که خمس بر آنها تعلق می‌گیرد انفاق می‌کنند.

  • استضعاف فکری و بدوی، دو دلیل برای عدم پرداخت وجوهات شرعی

  • حالا آیا ما بگوییم که اینها مرتد هستند چون انکار خمس می‌کنند؟! ضروری دین را انکار می‌کنند؟! نه، او در محیطی قرار گرفته است که آن محیط برای او استضعاف ایجاد کرده است، حقیقت دین و حقیقت این حکم برای او بیان نشده است. به‌‌مقتضای انسانیت و نوع‌دوستی که دارد، به‌مقتضای آن صفات کمالیه‌ای که در وجود او هست، به‌‌مقتضای جود و امثال‌ذلک که در او هست به فقرا کمک می‌کند، به مستمندان کمک می‌کند، حالا عنوان خمس را ندارد. ما نمی‌توانیم بگوییم که این فرد مرتد است چون در اینجا انکار خمس می‌کند.

  • یا اینکه استضعاف، استضعاف فکری باشد و استضعاف بدوی نباشد؛ مثلاً شخصی است که واقعاً در ابتدا به خمس و امثال‌ذلک معتقد بوده است ولی بعداً در موقعیتی قرار می‌گیرد که این موقعیت برای او تبدّل ذهنی به‌وجود می‌آورد. من‌باب‌مثال نمی‌داند که این خمس را باید به چه کسی بپردازد! به این شخص پرداخت و بعد دید که این شخص، آدم کلکی ازکار درآمد، به شخص دیگری پرداخت و دید که آن شخص هم طور دیگری از آب درآمد یا من‌باب‌مثال نمی‌داند این افرادی که این خمس را می‌گیرند، در چه مسائلی صرف می‌کنند! وقتی که اینها را می‌بیند، می‌گوید که آقا اصلاً این خمس چیزی است که اینها از خودشان درآورده‌اند! چون به هر مورد که نگاه می‌کند، می‌بیند که خلاف است و بالأخره یک مورد صحیح هم نمی‌بیند لذا کم‌کم برای او تبدّل فکری پیدا می‌شود. این به‌دست خودش نیست، این قضیه در اینجا استضعاف فکری است، به‌واسطۀ جریانات و به‌واسطۀ شرایطی که برای او پیدا شده است ذهنش تبدّل پیدا کرده است، ما نمی‌توانیم بگوییم که او در اینجا مقصر است. او تقصیر ندارد چون در آن شهری که زندگی می‌کند، می‌بیند که افراد، افراد نامناسبی هستند، با هر کسی برخورد می‌کند [می‌بیند که فرد نامناسبی است.] از آن‌طرف هم علم غیب ندارد که نزد افراد صالح برود، کف دستش را نخوانده است که آنجا برود! لذا نمی‌توانیم در اینجا حکم به ارتداد او کنیم.