مروری بر بحث تجرّی
3بنابراین یک دسته از آیاتی که دالّ بر عدم تحقق ارتداد در افرادی که ممکن است انکار ضروریای از ضروریات دین را کنند، آیاتی هستند که مربوط به استضعاف میباشند.
البته در اینجا آیات دیگری هم هستند که مربوط به تعمّد، تفکر، تدبر و امثالذلک هستند و چون دیدیم که اینها خیلی زیاد هستند، از آنها صرفنظر کردیم و دیگر بیان نمیکنیم. بحث ما در مورد استفادۀ از آیات قرآن تا به اینجا تمام شد. از جلسۀ بعد راجع به روایاتی که در این زمینه هستند صحبت میکنیم. روایاتی که ممکن است در این زمینه باشند.
عمل به تکلیف براساس یقین، ملاک ثواب و عقاب
آنچه انسان در مقام عقاب و در مقام ثواب مورد مؤاخذه قرار میگیرد، عمل به تکلیف براساس یقین است. و اگر انسان براساس یقین به تکلیف عمل نکند یا شک در تکلیف داشته باشد که این معلولِ عدم ادراک کافیِ احکام ضروری یا معتَقَدی از معتقدات اعتقادی اسلام باشد، مانند توحید، معاد، عدل، رسالت و امثالذلک، عقابی متوجه او نخواهد بود. إنشاءالله از جلسۀ بعد در مورد روایاتی که راجع به این قضیه آمدهاند بحث میکنیم.
مطرح کردن بحث تجرّی در ارتداد بهعنوان یکی از ادّله
قبل از اینکه وارد این بحث شویم، یکی از ادلّهای که میتواند در بحث ارتداد مورد دقت قرار بگیرد بحث تجرّی است. ببینید، آنچه آقایان در تجرّی مطرح کردهاند این است که آیا قبح و حسنی که بر فعل مترتّب است، بر فعل بلا دخالت فاعل است یا آن قبح و حسن بر فعل بهلحاظ فاعل است؟ بهعبارتدیگر آن وصفی که فعل پیدا میکند و متصف به حسن یا متصف به قبح میشود و متعاقب آن جزا یا ثواب مترتّب میگردد، وصف به حالِ نفسِ فعل است یا وصف به حال متعلّق؟ یعنی فاعل در اینجا در ترتّب قبح و حسن دخالت داشته است یا خود فعل در اینجا مورد نظر است؟ بهتر است قبل از اینکه وارد بحث تجرّی شویم و ببینیم که حسن و قبح به کدامیک از این دو تعلق میگیرد، راجع به خود فعل و غایت و غرض آن در اینجا صحبت کنیم.

