مروری بر بحث تجرّی
5دخیل بودن اختیار و ارادۀ مکلّف در ثواب و عقاب
مرحوم آخوند بحث تجرّی را در مباحث علم و همینطور در جلد دوم کفایه و همینطور در مباحث اوامر در جلد اول کفایه بیان کردهاند. اگرچه در آنجا بحث را به آخر نرساندهاند و بهعبارتدیگر مطلب را ناتمام رها کردهاند اما آنچه بهنحو اجمال مستفاد میشود ـ چون اگر ما بخواهیم دربارۀ تجرّی بحث کنیم، به مباحث قضا و قدر، اختیار و ترتّب اختیار بر علل موجده و مسائلی که خارج از بحث است و جدا است کشیده میشود ـ منحیثالمجموع و مجمل این است که در تجرّی چون بحث عقاب و ثواب هست، بنابراین اختیار و ارادۀ مکلّف در ثواب و عقاب دخیل است؛ البته اگر نگوییم که در حسن و قبح قضیه دخالت دارد و آن به ما خیلی ربط ندارد، حداقل نیّت مکلّف در ترتّب ثواب و عقاب و نیّت فاعل مختار و مرید در این قضیه دخالت تام دارد، بهجهت اینکه اگر ما بگوییم: نفس العمل فی الخارج و نفس الفعل فی الخارج موجب عقاب و ثواب است لازم میآید که پروردگار متعال ظالم باشد، چون بسیاری از مبادی فعلیه در اختیار مکلّف و در اختیار فاعل نیست.
چهبسا فاعل میخواهد عملی را انجام دهد و همینکه میخواهد آن عمل را انجام دهد این عمل بهواسطۀ بعضی از علل خارجی از حیطۀ قدرت او بیرون میرود و چهبسا ممکن است در بعضی از موارد عملی را انجام ندهد اما بهواسطۀ بعضی از عوامل و علل خارجی بر او تحمیل شود؛ مثل اینکه کسی بخواهد عمل حرامی را انجام دهد مثلاً خمری که در اینجا هست را بخورد، همینکه میخواهد خمر را بخورد گربهای از اینجا رد میشود و خمر در لیوان را میریزد، در اینجا ما باید بگوییم که خداوند نهتنها او را معاقب نمیکند بلکه ثوابی هم به او میدهد بهخاطر اینکه این خمر را در اینجا نخورده است. یا اینکه منبابمثال شخصی میخواهد کار ثوابی انجام دهد مثلاً میخواهد به فقیری پول دهد و همینکه میخواهد به او پول دهد، آن فقیر سرش را جلو میآورد و دست او در چشم فقیر میرود، حالا باید چشمش را هم مداوا کند! حالا بگوییم که خداوند متعال نهتنها به او ثواب نمیدهد بلکه عقابش هم میکند بهخاطر اینکه چشم فقیر را کور کرده است یا چشم او را اذیت کرده است! پس بسیاری از مبادی فعل در اختیار مکلّف نیست بلکه مبادی خارجی است.

