
تکلیف و ثواب و عقاب بر اساس علم و جهل
بررسی روایات دلالتکننده بر معذوریت مکلف در فرض جهل و عدم علم
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مسئلهٔ تکلیف و میزان ثواب و عقاب بندگان بر اساس علم و جهل میپردازند. بحث با استناد به روایات مختلف از جمله وصیت امام موسی بن جعفر علیهماالسّلام به هشام بن حکم آغاز میشود که عقل و فهم را معیار متابعت و ثواب میداند. در ادامه، روایات دیگری دربارهٔ عدم مؤاخذهٔ افراد به دلیل جهل قاصر یا اشتباه در برداشت از احکام بررسی شده و تبیین میگردد که خداوند متعال بیش از وسعت و توان مکلف تکلیفی متوجه او نمیسازد و آنچه از حيطهٔ معرفت بندگان پنهان و حجاب است، از آنان موضوع و برداشته شده است. در پایان نیز بر این نکته تأکید میشود که حجت خدا بر اساس معرفت و شناخت تام بر بندگان تمام میگردد.
تکلیف و ثواب و عقاب بر اساس علم و جهل
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مسئلهٔ تکلیف و میزان ثواب و عقاب بندگان بر اساس علم و جهل میپردازند. بحث با استناد به روایات مختلف از جمله وصیت امام موسی بن جعفر علیهماالسّلام به هشام بن حکم آغاز میشود که عقل و فهم را معیار متابعت و ثواب میداند. در ادامه، روایات دیگری دربارهٔ عدم مؤاخذهٔ افراد به دلیل جهل قاصر یا اشتباه در برداشت از احکام بررسی شده و تبیین میگردد که خداوند متعال بیش از وسعت و توان مکلف تکلیفی متوجه او نمیسازد و آنچه از حيطهٔ معرفت بندگان پنهان و حجاب است، از آنان موضوع و برداشته شده است. در پایان نیز بر این نکته تأکید میشود که حجت خدا بر اساس معرفت و شناخت تام بر بندگان تمام میگردد.
تکلیف و ثواب و عقاب بر اساس علم و جهل
6سلیم در اینجا از اختلاف در روایات و احادیثی که در دست مردم هست از حضرت سؤال میکند و میگوید که آیا این مردم، همه دروغ میگویند؟! واقعاً مفتری بر رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم هستند؟! حضرت میفرمایند که اینطور نیست که همۀ مردم دروغ بگویند، حضرت افراد را در اینجا به چند دسته تقسیم میکند و میفرماید:
بعضی از اینها افرادی هستند که از پیغمبر اشتباه شنیدهاند و گوششان کلام را اشتباه شنیده است و همان را بیان میکنند و اگر متوجه خطا شوند «لَرَفَضوه» ترک میکنند و رها میکنند، ولکن متوجه نیستند.
یکعده هم هستند که متعمّد هستند، لذا درست است و [اینها دروغگو هستند]، «یَکذِبَ علی رسُولِ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ مُتعمِّداً».
بحث در اینجا است:
رجُلٍ سَمِعَ مِن رسُولِ اللّهِ شیئاً لم یَحمِلْهُ علی وجهِهِ و وَهِم فِیهِ و لم یَتَعَمَّد کَذِباً فهُو فِی یدِهِ یَقُولُ بِهِ و یَعملُ بِهِ و یَروِیهِ فیَقُولُ أنا سَمِعتُهُ مِن رسُولِ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ.
حضرت در اینجا میگویند که اشکال ندارد که یک نفر از پیغمبر روایتی را به دروغ نقل کند ولکن باکی بر او نباشد و بر او ابایی نباشد؛ چون نمیداند و خیال کرده است که پیغمبر اینطور گفتهاند. کلامی را از پیغمبر اشتباه شنیده است.
در ادامه داریم:
رجُلٍ ثالِثٍ سَمِعَ مِن رسُولِ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ شیئاً أمر بِهِ ثُمّ نهی عنهُ و هُو لا یعلمُ أو سمِعهُ ینهی عن شیءٍ ... .
نهی را نمیداند بلکه فقط امر را شنیده است و هنوز نهی را نشنیده است. امرش را نمیداند که اباحۀ بعد الحظر است.
اشکالی هم بر این مسئله نیست. یکی را میداند و دیگری را نمیداند ولی محلّ استشهاد ما همان مورد اول بود، دومی هم اشکالی ندارد که بر یک نهیای عمل کند درحالیکه هنوز امرش را [نشنیده است،] یا بر امری عمل کند درحالیکه اطلاعی از نهی نداشته باشد. در تمام این موارد اشکال ندارد که انسان بهمقتضای علمش عمل کند اگرچه علمش مخالف با واقع باشد.
