ذکر بعضی روایات در باب تکلیف و ثواب و عقاب بر اساس علم و جهل
7تلمیذ: هذا حدیثٌ صحیح السند؟
استاد: إی؛ کتاب سلیم.
تلمیذ: ... .
استاد: «رجُلٍ سَمِعَ مِن رسُولِ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم شیئاً» و غَلَطَ فی کلام النَّبی و لم یکن المراد الموضع مِن کلام النَّبی و عَملَ به، یَقول إنّ هذا معذورٌ.
التأیید یعنی تأیید هذا المطلب لا تأیید الأدلة؛ نفس هذا الدّلیل.
تلمیذ: اشکال میشود که بحث ما دربارۀ ارتداد است و کسی که با عقلش سیر میکند و بهدنبال عقائد است غیر از این است. این روایت در آنجایی است که از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم چیزی شنیده است.
استاد: میدانم اما ملاک در اینجا واحد است، تعمّد بر کذب نیست، از رسول خدا اشتباه شنیده است، این شخص هم بهاشتباه روایات را بیان میکند و انکار ضروری دین میکند.
تلمیذ: مستند به سمع است ... .
استاد: بالأخره شخصی که مرتد میشود ادّلهای را برای رفع [این حکم ضروری] دارد.
تلمیذ: بحث عقلی است.
استاد: عقلی باشد، با ادلّۀ عقلی روایت را تخصیص میزند، کاری ندارد. اگر روایتی از امام علیهالسّلام آمد که با دلیل عقلی مخالف بود، ما هم روایت امام را تخصیص میزنیم. اگر قرار باشد بر اینکه ما همین روایت امام را با یک دلیل عقلی که پیش ما حجت است تخصیص بزنیم و این قضیه موجب انکار ضروریای از ضروریات دین شود، این ارتداد نیست.
تلمیذ: یعنی ما باید روایت را توسعه دهیم که این روایت فقط در سمعیات نیست بلکه در عقلیات هم هست؛ یعنی ما از سمعیات برای عقلیات دلیل بیاوریم.
استاد: ببینید روایت فقط میگوید: «آنجایی که تعمّد بر کذب نیست، جایز است»، تمام شد و رفت! این شخصی که الآن ظاهراً مرتد شده است آیا تعمّد دارد یا ندارد؟!
تلمیذ: تعمّد بر کذب ندارد.
استاد: تعمّد ندارد، تمام شد دیگر! فقط عقاب را بر تعمّد بار میکند و از عدم تعمّد عقاب را برمیدارد؛ حالا هرچه میخواهد باشد! این مطلب خیلی صریح است!

