اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

معیار عذاب کافر مستضعف و معاند

نقش عناد در ارتداد و گمراهی

14٬203
فقه

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی تفاوت میان کافر معاند و کافر مستضعف می‌پردازند و این موضوع را تبیین می‌کنند که اسلام و شریعت، مبنای عقاب را بر اساس عناد و لجاجت با حق قرار داده است. بحث از طریق تحلیل روایات تاریخی و احتجاجات امام صادق علیه‌السّلام با چهره‌هایی مانند ابن ابی‌العوجاء و سفیان ثوری پی گرفته می‌شود تا مشخص گردد افرادی که حق را می‌شناسند اما از روی سرکشی و تعصب آن را انکار می‌کنند، مصداق ضلال و عتوّ هستند. در ادامه، مسیر بحث به این نتیجه می‌رسد که اگر جهل یا انحراف عقیدتی از روی عناد نباشد و فرد بر اساس فطرت و اصول انسانی عمل کرده باشد، مشمول عقاب الهی نمی‌شود، در حالی که لجاجت در برابر حق، انسان را از مسیر هدایت دور می‌کند.

معیار عذاب کافر مستضعف و معاند

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی تفاوت میان کافر معاند و کافر مستضعف می‌پردازند و این موضوع را تبیین می‌کنند که اسلام و شریعت، مبنای عقاب را بر اساس عناد و لجاجت با حق قرار داده است. بحث از طریق تحلیل روایات تاریخی و احتجاجات امام صادق علیه‌السّلام با چهره‌هایی مانند ابن ابی‌العوجاء و سفیان ثوری پی گرفته می‌شود تا مشخص گردد افرادی که حق را می‌شناسند اما از روی سرکشی و تعصب آن را انکار می‌کنند، مصداق ضلال و عتوّ هستند. در ادامه، مسیر بحث به این نتیجه می‌رسد که اگر جهل یا انحراف عقیدتی از روی عناد نباشد و فرد بر اساس فطرت و اصول انسانی عمل کرده باشد، مشمول عقاب الهی نمی‌شود، در حالی که لجاجت در برابر حق، انسان را از مسیر هدایت دور می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

معیار عذاب کافر مستضعف و معاند

4
  • موارد صدق ضلال و عُتوّ

  • این روایت برای ما بیان می‌کند که ضلال و عُتوّ در آنجایی است که شخص کلام حق را شنیده است و محکوم شده است و نتوانسته جواب دهد ولی دوباره به‌دنبال مطلب خودش رفته است و سرپیچی کرده است. البته از نقطه‌نظر تبعات، اینکه چرا حضرت نگفتند که او را بکشید و چه‌کار کنید، اینها مسائلی هستند که بعداً باید در آن اموری که مترتّب بر ارتداد می‌باشند ذکر شوند. این یک روایت بود.

  • روایت دیگر، روایت سفیان ثوری است که این روایت هم در اصول کافی، جلد اول است.1 سفیان ثوری از افرادی بود که در مقابل امام علیه‌السّلام ایستاد و مردم را به دور خودش مجتمع کرد و با امام مباحثاتی کرد و امام در هر مورد او را محکوم کرد تا اینکه به حج آمد و با امام صادق علیه‌السّلام در مسجدالحرام ملاقات کرد و حضرت سوار بر حمار و مرکب شده بودند و می‌خواستند از مسجد بیرون بیایند و به‌طرف منزلشان بروند، در آنجا به حضرت عرض کرد: «یا بن رسول الله آن خطبۀ پیغمبر را در حجة‌الوداع برای من بیان کنید»، حضرت فرمودند: «الآن من کار دارم و می‌خواهم بروم، بعد برای تو می‌گویم»، گفت: «نه، تو را به حق جدّت، تو را به حق قرابت بر جدّت!» پدر سوخته‌ها چه آدم‌هایی هم بودند، واقعاً آدم می‌بیند [تعجب می‌کند!] کلام را از امام علیه‌السّلام می‌گرفتند و به اسم خودش برای خودشان دکان و دستگاه درست می‌کردند، حجره به‌راه می‌انداختند و دعوی داشتند! حضرت فرمودند:

  • خطبۀ پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در حجة‌الوداع که در منیٰ خواندند این است:

  • «نَضَّرَ اللّهُ عبداً سمِع مقالتِی فوعاها»، بعد می‌رسند به اینجا که می‌فرمایند که «فَرُبَّ حامِلِ فِقهٍ لیس بِفقِیهٍ و رُبَّ حامِلِ فِقهٍ إِلی مَن هُو أفقهُ مِنهُ ثلاثٌ لا یُغِلُّ عَلیهِنّ قَلبُ اِمرِئٍ مُسلِمٍ إِخلاصُ العملِ لِلّهِ و النّصِیحةُ لِأئِمّةِ المُسلِمِین و اللُّزُومُ لِجماعتِهِم»

  • پیغمبر در خطبۀ منیٰ در حجة‌الوداع این سه مطلب را فرمودند.

    1. . الکافی، ج ۱، کتابُ الحُجّةِ، بابُ ما أمر النّبِی صلّی اللّهُ علیهِ و آله و سلّم بِالنّصِیحةِ لِأئِمّةِ المُسلِمِین و اللُّزُومِ لِجماعتِهِم و من هُم، ص 4۰۳، ح 2:
      «عنِ الحَکَمِ بنِ مِسکینٍ عن رجُلٍ مِن قُریشٍ مِن أهلِ مکةَ قال: قالَ سُفیانُ الثّورِی: ‌”اِذهب بِنا إِلی جعفرِ بنِ مُحمّدٍ‌‌“ قال: فذَهَبتُ مَعهُ إِلیهِ فوَجَدناهُ قد رَکِبَ دَابّتهُ فقالَ لهُ سُفیانُ: ‌”یا أباعبدِاللّهِ حَدِّثَنا بِحدِیثِ خُطبةِ رسُولِ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سلّم فِی مسجِدِ الخیفِ‌‌“ قالَ: ‌”دَعنِی حتّی أذهب فِی حاجتِی فإِنِّی قد رَکِبتُ فإِذا جِئتُ حَدَّثتُکَ‌‌“. فقالَ: ‌”أسألُک بِقرابتِک مِن رسُولِ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آله و سلّم لمّا حدّثتنِی‌‌“، قالَ فنَزَلَ، فقال لهُ سُفیانُ: ‌”مُر لِی بِدواةٍ و قِرطاسٍ حتّی أُثبِتَهُ‌‌“ فدعا بِهِ ثُمّ قال: ‌”اُکتُب «بِسمِ اللّٰهِ الرّحمٰنِ الرّحِیمِ» خُطبةُ رَسُولِ اللّهِ صلّی اللّهُ علیهِ و آله و سلّم فِی مسجِدِ الخَیفِ نَضَّرَ اللّهُ عبداً سمِع مقالتِی فوعاها و بَلَّغَها من لم تَبلُغْهُ یا أیها النّاسُ لِیبَلِّغِ الشّاهِدُ الغائِبَ فَرُبَّ حامِلِ فِقهٍ لیس بِفقِیهٍ و رُبَّ حامِلِ فِقهٍ إِلی مَن هُو أفقهُ مِنهُ ثلاثٌ لا یغِلُّ عَلیهِنّ قَلبُ اِمرِئٍ مُسلِمٍ إِخلاصُ العملِ لِلّهِ و النّصِیحةُ لِأئِمّةِ المُسلِمِین و اللُّزُومُ لِجماعتِهِم فإِنّ دعوتهُم مُحِیطةٌ مِن ورائِهِم ﴿ٱلۡمُؤۡمِنُونَ إِخۡوَةٞ﴾ تَتَکافأُ دِماؤُهُم و هُم یدٌ علی من سِواهُم یسعَی بِذِمّتِهِم أدناهُم.‌‌“
      فكتبهُ سُفیانُ ثُمّ عَرَضَهُ علیهِ و رَكِبَ أبُوعبدِاللّهِ علیهِ‌السّلامُ و جِئتُ أنا و سُفیانُ فلمّا كُنّا فِی بعضِ الطّرِیقِ قال لِی: ‌”كما أنت حتّى أنظُر فِی هذا الحدِیثِ‌‌“ فقُلتُ لهُ: قد و اللّهِ ألزَمَ أبُوعبدِاللّهِ رَقَبَتَكَ شیئاً لا یذَهبُ مِن رَقَبتِك أبداً فقال: ‌”و أی شیءٍ ذلِك؟!‌‌“ فقُلتُ لهُ: ‌”ثلاثٌ لا یغِلُّ علیهِنّ قلبُ اِمرِئٍ مُسلِمٍ إِخلاصُ العملِ لِلّهِ‌‌“ قد عَرَفناهُ ‌”و النّصِیحةُ لِأئِمّةِ المُسلِمِین‌‌“ من هؤُلاءِ الأئِمّةُ الّذِین یجِبُ علینا نَصِیحتُهُم مُعاوِیةُ بنُ أبِی سُفیان و یزیدُ بنُ مُعاوِیة و مروانُ بنُ الحكمِ و كُلُّ من لا تَجُوزُ شهادتُهُ عِندنا و لا تَجُوزُ الصّلاةُ خَلفَهُم و قولُهُ ‌”و اللُّزُومُ لِجماعتِهِم‌‌“ فأی الجماعةِ مُرجِئٌ یقُولُ من لم یصلِّ و لم یصُم و لم یغتسِل مِن جنابةٍ و هَدَمَ الكعبة و نَكَحَ أُمّهُ فهُو على إِیمانِ جبرئِیل و مِیكائِیل أو قَدَرِی یقُولُ لا یكُونُ ما شاء اللّهُ عزّ و جلّ و یكُونُ ما شاء إِبلِیسُ أو حَرُورِی یتَبَرَّأُ مِن علِی بنِ أبِی‌طالبٍ و شَهِدَ علیهِ بِالكُفرِ أو جَهَمِی یقولُ إِنّما هی معرِفةُ اللّهِ وحدهُ لیس الإِیمانُ شیءٌ غیرُها قالَ: ‌”ویحك! و أی شیءٍ یقُولُون؟!‌‌“ فقُلتُ: یقُولُون إِنّ علِی بن أبِی‌طالِبٍ علیهِ‌السّلامُ و اللّهِ الإِمامُ الّذِی یجِبُ علینا نَصیحَتُهُ و لُزُومُ جَماعَتِهِم أهلُ بیتِهِ قال: ‌”فأخَذَ الكِتابَ فَخَرَقَهُ ثُمّ قال: لا تُخبِر بِها أحداً‌‌“.»
/