
فلسفه ارسال رسل و بعثت انبیا
پاسخ عقل و شرع به نیاز انسان به هدایت الهی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین فلسفه بعثت انبیا و ارسال رسل از منظر عقل و فطرت میپردازد. بحث از این نقطه آغاز میشود که وجود استعدادهای گوناگون در انسان، نیازمند شرایطی برای شکوفایی است و عقل بشر بهتنهایی برای رسیدن به کمال کافی نیست. در ادامه، با اشاره به نظام اسباب و مسببات در عالم، ضرورت ارسال پیامبران به عنوان لطف الهی برای تمام شدن حجت بر بندگان و رفع موانع تربیتی جامعه بررسی میشود. در پایان نیز نقش عقل به عنوان ناظم فطرت و چگونگی غلبه رحمت الهی در مواجهه با وسوسههای شیطانی تبیین میگردد.
فلسفه ارسال رسل و بعثت انبیا
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین فلسفه بعثت انبیا و ارسال رسل از منظر عقل و فطرت میپردازد. بحث از این نقطه آغاز میشود که وجود استعدادهای گوناگون در انسان، نیازمند شرایطی برای شکوفایی است و عقل بشر بهتنهایی برای رسیدن به کمال کافی نیست. در ادامه، با اشاره به نظام اسباب و مسببات در عالم، ضرورت ارسال پیامبران به عنوان لطف الهی برای تمام شدن حجت بر بندگان و رفع موانع تربیتی جامعه بررسی میشود. در پایان نیز نقش عقل به عنوان ناظم فطرت و چگونگی غلبه رحمت الهی در مواجهه با وسوسههای شیطانی تبیین میگردد.
فلسفه ارسال رسل و بعثت انبیا
11تلمیذ: ... باهم یکی هستند، فطرت انسان را بهسمت اسلام و کمال میکشاند، پس کار عقل چیست؟!
تشریح کار عقل
استاد: عقل شرایط را آماده میکند و در یک محدودۀ بدون افراط و تفریط انسان را حرکت میدهد و آن قوانین فطرت را در فکر و در زندگی روزمرۀ انسان پیاده میکند؛ کار عقل این است.
تلمیذ: منظِّم است؟
استاد: بله [عقل] جنبۀ ناظم فطرت را دارد، مدیر است.
معنای بسته شدن درِ جهنم در ماه رمضان
... [اول اینکه] نفس روزه مقتضی بستن در جهنم است. اصلاً کسی که روزه میگیرد خواهینخواهی میل به گناه و... از وجود و نفسش کنار میرود. البته این منافات ندارد با اینکه حالا با وسوسه و تحریکی دوباره برگردد و کار حرامی انجام دهد. یعنی لو خلّی و طبعه این حالی که برای انسان در صیام هست، در غیر صیام نیست. این معنی بسته شدن درِ جهنم است. درِ جهنم یعنی غفلت دیگر.
دوم اینکه اصلاً بهطورکلی در ماه رمضان حال و هوا فرق میکند؛ یعنی اصلاً نفس عنایت خدا در این ماه [فرق دارد.] حتی اگر شخص روزه هم نگیرد، آن را مشاهده میکند! یعنی احساس میکند که اصلاً وقتی که ماه رمضان میآید حال و هوا و کیفیت و موقعیت نسبت به ماه شعبان و شوّال و ... بهطورکلی متغیّر میشود.
تلمیذ: رحمت است دیگر.
استاد: بله.
تلمیذ: این مقتضای صوم مردم که نیست؟
استاد: نه، اثر صوم نیست یعنی میخواهم بگویم که اثر او است که در صائم است. یعنی اثر از بالا است. این معنی بسته شدن درِ جهنم است. این مطلب هست اما اینکه حالا کسی بهزور میخواهد درِ جهنم را باز کند، خدا قفل نکرده است! در را بسته است ولی دوباره کلیدش را هم به آدم داده است! حالا انسان با مفتاح درِ جهنم را میخواهد باز کند، باز کند اشکالی ندارد!!
تلمیذ: پس آیا وساوس شیاطین هم سر جای خودش هست؟
استاد: بله. ولی آن ظهور رحمت غلبه دارد و اجازه نمیدهد اثر کند. مثل اینکه کسی میگفت: «آیا شیطان در حرم امام علیهالسّلام راه دارد یا راه ندارد؟» صحبت در این است که در حرم امام علیهالسّلام غلبۀ رحمت است و انسان این مطلب را احساس میکند اما اینطور نیست که به هر وجهی و به هر کیفیتی اصلاً در آنجا معصیت محقق نیست؛ اینهمه جیب مردم را که در حرم امام رضا علیهالسّلام میزنند، این را رحمان میزند؟! یا مطالب خلاف دیگری که ممکن است اتفاق بیفتد. این حکایت از این مسئله میکند که درِ آنجا قفل نیست به این منوال که دیگر ارادۀ معصیت از انسان سلب شود؛ این اراده در هر حالی هست اما درعینحال ما در حرم امام رضا علیهالسلام آن غلبۀ رحمت را مشاهده میکنیم، والاّ حال انسان تغییر نمیکند. اگر رحمت غلبه نکند که تغییر پیدا نمیکند.
