
اصالت فرد و اجتماع در اندیشه اسلامی
نقد دموکراسی رایج و ارزیابی جایگاه مصلحت در تصمیمات جمعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مسئله بنیادین اصالت فرد و اجتماع میپردازند. بحث با اشاره به ریشههای تاریخی این موضوع در مسائل اجتماعی و فقهی آغاز میشود و سپس اعتبار ادعاهایی مانند اجماع و شهرت در فقه مورد نقد و ارزیابی قرار میگیرد. در ادامه، دیدگاه اسلام درباره عدم اصالتِ محضِ اجتماع و نفی دموکراسیهای رایج تبیین میشود؛ بهگونهای که ارزشگذاری بر اجتماع در اسلام، ماهیتی مقدماتی برای رسیدن به امنیت و تکامل فردی دارد، نه موضوعیت ذاتی. در این میان، انطباق اراده و اختیارات جامعه با مصالح و مفاسد واقعی و نفسالأمری بهعنوان معیار اصلی پذیرش تصمیمات مطرح میشود. در پایان نیز با ذکر نمونههایی از تاریخ صدر اسلام و مسائل فقهی، بر حاکمیت عقل و واقعیتهای حق و حقیقت بر تصمیمات جمعی تأکید میشود.
اصالت فرد و اجتماع در اندیشه اسلامی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مسئله بنیادین اصالت فرد و اجتماع میپردازند. بحث با اشاره به ریشههای تاریخی این موضوع در مسائل اجتماعی و فقهی آغاز میشود و سپس اعتبار ادعاهایی مانند اجماع و شهرت در فقه مورد نقد و ارزیابی قرار میگیرد. در ادامه، دیدگاه اسلام درباره عدم اصالتِ محضِ اجتماع و نفی دموکراسیهای رایج تبیین میشود؛ بهگونهای که ارزشگذاری بر اجتماع در اسلام، ماهیتی مقدماتی برای رسیدن به امنیت و تکامل فردی دارد، نه موضوعیت ذاتی. در این میان، انطباق اراده و اختیارات جامعه با مصالح و مفاسد واقعی و نفسالأمری بهعنوان معیار اصلی پذیرش تصمیمات مطرح میشود. در پایان نیز با ذکر نمونههایی از تاریخ صدر اسلام و مسائل فقهی، بر حاکمیت عقل و واقعیتهای حق و حقیقت بر تصمیمات جمعی تأکید میشود.
اصالت فرد و اجتماع در اندیشه اسلامی
5این مسئلۀ إصالة الإجتماع و یا إصالة الفرد از نقطهنظر عقلی محل تأمل است. ما چیزی در اجتماع که به نفس اجتماع بدون توجه به مسئلۀ دیگری ارزش و قیمت داده باشد نداریم. یعنی الإجتماعُ بما هو هو، الجمعیةُ المدنیةُ بما هو هو، الکثرةُ بما هی هی، ما چنین مسئلهای نداریم.
معنای اجتماع
اجتماع چیست؟ اجتماع عبارت است از افرادی که در یک محیط مخصوص با همدیگر جمع میشوند و اسم این را اجتماع میگذارند. صرف تجمع افراد در تعارض با یک مسئله، حکومت را به اجتماع نمیدهد و اصل را بر اجتماع نمیگذارد. این کار را انجام نمیدهد الاّ در مواردی که آن موارد، مسئلۀ حق و باطل نیستند بلکه مسئله صرف یک اختیار ظاهری است؛ دراینصورت در تعارض بین آنها مسئلۀ اجتماع [ترجیح] دارد. منبابمثال چند نفر باهم جایی میروند، یک نفر میگوید که دلم میخواهد الآن ماشین اینجا نگه دارد و ناهار را اینجا بخوریم. چند نفر هم میگویند که دلمان میخواهد ماشین پنج فرسخ بالاتر نگه دارد و سر فلان چشمه غذا بخوریم، در اینجا فقط تعارض بین دو اختیار است، هیچ جهت رجحانی بر یکدیگر ندارند، مسلّم است که در آنجا کثرت افراد ترجیح بر این پیدا میکند. اما اگر یک شخص بگوید که من ناراحتی معده دارم و چون ناراحتی معده دارم الآن باید ماشین را در اینجا نگه دارید، بقیه هیچ ناراحتی و مشکلی ندارند، در اینجا نمیتوانیم بگوییم که الآن إصالة الإجتماع حکومت میکند و اختیار را از او میگیرد.
تلمیذ: در شورا داریم که وقتی اکثریت بر مبنایی حکم کردند [نظر اکثریت اعمال میشود.]
استاد: چون در آنجا حق مخفی است. منبابمثال در اینجا دلیلی میآید و اینها میگویند که الآن ما باید به این دلیل در مدینه بجنگیم. افراد دیگر میگویند که به این دلیل باید در بیرون مدینه بجنگیم، این جنگ و این حرب و این دفاع باید در خارج از مدینه انجام بگیرد و هر کدام هم برای منوی و مدعای خودشان دلیل میآوردند، اینجا ادلّه با همدیگر تعارض میکنند و احدهما بر دیگری ترجیح ندارد، دوباره قضیۀ کثرت در اینجا مطرح میشود.
