جلسه ۲
10سؤال: ...؟
جواب: حالا مثلاً گریم میکند برای اینکه یک کاری انجام بدهد، نه اینکه الّا عدم نکاح...، آن لاٰ يَرْجُونَ نِكٰاحاً یعنی اصلاً دیگر تمایل به نکاح در او نیست.
سؤال: ...؟
جواب: بله، حالا مثلاً میخواهد یک کاری انجام بدهد، فیلمی بازی کند، یا می خواهد یک...
سؤال: ...
جواب: ...
این آیه ما را به این مسأله میرساند که در استیذان آنچه که برای استیذان مهم است آن تحقق استعداد و تحقق موضوع برای این حکم است و آن عبارت است از احتلام. احتلام یک موضوعی را در انسان محقق میکند که به واسطۀ آن، انسان باید تحفظ داشته باشد. این احتلام است. امّا فرض کنید که در مورد تفویض اموال، احتلام کاری را انجام نمیدهد. [اگر] یک شخصی هزار مرتبه محتلم بشود آیا عقلش رشد میکند؟ نه، به عقل چه مربوط است؟ شاید عقلش هم پایین بیاید، هیچ ارتباطی مسألۀ احتلام با مسألۀ عقل ندارد. لذا در مورد آنجا عقل را فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً در آنجا رشد را میآورد و در اینجا که مورد، مورد غضّ بصر است و مورد مسائل مفسده انگیزی است که با غرائز جنسی و اینها ارتباط دارد، در اینجا احتلام را میآورد، پس بنابراین این هم یکی از مواردی است که باید نسبت به این موضوعات دقت بشود، البته خب ما همین قدر، فقط به عنوان اشاره میگوییم، دیگر قول تفاسیر را در اینجا ذکر نمیکنیم به جهت اینکه این مسائل را دیگر خود رفقا مطالعه کنند.
سؤال: احتلام پیدا میکند منتهی به اضافۀ چیز دیگر
جواب: نه آنجا دیگر احتلام ندارد
سؤال: چرا، حَتّٰى إِذٰا بَلَغُوا اَلنِّكٰاحَ
جواب: در یک آیۀ دیگر إذا بَلَغوا النکاح هم دیگر نیست،
سؤال: اَشُدَّهُم...
جواب: اشُدّ به احتلام نمیگویند، حالا عرض می کنیم. اشدّ یعنی یک شخص به یک مواضع منطقی و یک قوام از موقعیت انسانی برسد که به واسطۀ آن اشدّ بتواند مصالح و مفاسد را درک بکند، لذا در سورۀ حضرت یوسف داریم وَ لَمّٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنٰاهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذٰلِكَ نَجْزِي اَلْمُحْسِنِينَ ﴿یوسف، ٢٢﴾ ، اَشُد هنوز احتلام نشده بود، در روایت داریم کانَ مُراهقاً

