جلسه ۲
15سؤال: موقع ازدواج هم میتوان بگوییم زمان، زمان استوی است؟
جواب: ازدواج هر وقتی که محتلم بشود دیگر، چهارده سالش هم که بشود...
سؤال: آنجا معلوم بوده موقع ازدواجش بوده؟
جواب: نه ممکن است پانزده سال هم اصلاً از ازدواجش بگذرد بعد یگوید أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ ، به آن مربوط نیست، این قضیه مربوط به بعد است، بعد که طرف را زد و او را کشت إِنَّ اَلْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ و فرار کرد و رفت سر چاه و آب کشید برای گوسفندان شعیب و ...، یک بچۀ پانزده ساله که این کارها را نمیکند، یک آدم رشید این کارها را میکند دیگر، یعنی اصلاً مسخره است که یک بچۀ پانزده ساله بیاید سر چاه و این و آن را کنار بزند و فرض کنید که آب در بیاورد و مردم جمع بشوند و [تحسینش] بکنند! بعد از اینکه این کارها را کرد، حالا حضرت موسی بیچاره چیزی گیرش نیامده بود، صبر کرده بود، خلاصه آنجا حضرت شعیب گفت أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ و از عبارتهایی هم که دختران شعیب راجع به او می گویند برمیآید که حضرت موسی یک مرد کاملی بوده، آیات را در اینجا ببینید.
سؤال: ... باید به یک سنی برسد که بتواند ازدواج بکند، و الّا یک بچۀ پانزده ساله بالأخره یک ولیّ میخواهد یا یک کسی که...
سؤال: مُؤید شما هستند آقا
جواب: مؤید هستید؟ ببخشید آقا، بله، بله، خیلی ممنون، متشکرم
سؤال: بالأخره باید یک ولیّی باشد، یک وصیّی که بتواند...
جواب: خب حضرت شعیب شاید...
سؤال: [ممکن است] قضیۀ اشُد و رشد عقلی یک قضیهای باشد که در همۀ زمینهها ممکن است که یک حدی را ثابت داشته باشد ... یعنی خود فیزولوژی بدن، تأثیری در آن رشد عقلی ندارد، اگر اینطور بگوییم، در همۀ زمانها میتوانیم تقریباً یک سن ثابتی را بیان کنیم.
جواب: ببینید مسألۀ بدن و رشد بدن، [ما نمیتوانیم بگوییم اینها] تأثیری ندارد، البته در غالب موارد تأثیر دارد، یعنی شما اگر الآن نگاه بکنید من حیث المجموع یک عقلی را که...، اگر یک بچهای را فرض کنید که من باب مثال در اجتماع قرار ندهید، یک مسائل عادی، باغی به او بدهید، زراعتی بوده و فقط در آن زراعت میکارد و درو میکند و شخم میکند و اینها، از بچگی فرض کنید از هفت سالگی، این آن جا هست و بعد هم میآید تا بیست سالگی. کار، کار واحد است، هم شخم میزند، هم زراعت میکند، همه کار انجام میدهد روی زمین، این نظری که نسبت به زمین و محصول و آفات و مصالح محصول دارد به طور کلی، این نظر ده سالگی و بیست سالگی را روبروی هم قرار بدهیم این[ نظرها] یکی نیست، در حالی که در هر دو سن یک کار را انجام میدهد، این نظرِ[در بیست سالگی] خب نظرِ پختهتر و بهتری است[ نسبت به آن نظرِ در ده سالگی]، ارتباطی هم با کسی ندارد، این[فرق در نظرها در دو سن متفاوت] به خاطر چیست؟ این مربوط به این است که اصلاً همراه با رشد بدن، روح هم رشد میکند، خواهی نخواهی این طور است، حالا فرض کنید که در بعضی از افراد، این مسأله ممکن است تغییر پیدا بکند، نه، آن قضیه...

