جلسه ۲
16سؤال: میتواند به نحو علیت باشد ...
جواب: علت به عنوان تمام العلة نه، علتی که فرض کنید که واقعاً علت باشد و هیچ نوع چیز نداشته باشد این نیست البته ما منظورمان از رشد عقلی- همانطوری که خدمتتان عرض کردم- ادراک مصالح و مفاسد و غلبۀ عقل بر قوای احساسی است و الّا در احوالات خیلی از بزرگان[آمده] که فرض کنید قبل از بلوغ هم آنها مجتهد بودند، یکی رفته بود حلّه یا... ، دیدن علامۀ حلّی، دیده بود علامه رفته بالای درخت دارد کلاغ میزند، چه کار میکند، بعد علامه آمده بود پایین، گفته بود علامۀ حلّی شما هستی؟ گفته بود بفرمایید داخل. وقتی رفت داخل دید عمامه سرش گذاشته، عبایش را پوشیده گفت سؤال داری؟ گفت: علامۀ حلّی را میخواهم! گفت من هستم. گفتش که بالای درخت کلاغ میزدی! گفت خب به خاطر صبابت و به خاطر بچگی این کار را میکردم. مسألۀ شرعی میخواهی بپرسی جوابش این است. این هنوز عقل ندارد، فقط یک مقداری مسائل یاد گرفته، مثل دو دو تا چهار تای ریاضی که بچهای میخواند، خب جالا آن یک مقداری قویتر است، مسائل فقهی هم آمده استنباط کرده، روایات را سر هم گذاشته...، البته حالا نه آن استنباطی که فرض کنید که در سن سی و چهل سالگی و اینها بوده که نبوده، این مسخره است که بیایم و بگوئیم یک هم چنین چیزی را در ده سالگی یا دوازده سالگی[استنباط می کرده] یا مثل فاضل هندی که قبل از بلوغ میگویند مجتهد بوده، اینطور که اینها نبودهاند! واقعاً این خیلی خندهدار است! بالأخره مسائل عادی که نقل میشود، حالا فهمش هم خوب بوده توانسته است ضمیمه کند. ولی صحبت در این است آنچه که ما برای تحقق تکلیف میخواهیم فقط این نیست که بتواند بگوید دو دوتا چهار تا، یا بگوید دو سه تا شش تا، یا بگوید نماز صبح ٢ رکعت است و فلان یا شکیات نماز بین ٢ و ٣ ، ٣ و ٤ را بیان بکند، این کفایت نمیکند. آنچه را که ما برای تحقق تکلیف میخواهیم این است که احساساتش بر عقلش غلبه نکند، ما این را میخواهیم و بچه ای که فرض بکنید که هنوز مسائل صبابت بر او غالب است نمیتواند متعلق برای تکلیف واقع بشود.

