جلسه ۲
21سؤال: حکیم بود
جواب: بله، حکیم بود. مصالح و مفاسد خودش را تشخیص میداد و لذا در آنجا دارد اَلقَت نفسها علیه و بعد از این او فرار کرد و آمد و وصل الی اللباب و لَحقَتهُ و اخذت قَمیصُهُ که مفصّل است و در آنجا خداوند یک بچهای را ناطق کرد قٰالَ هِيَ رٰاوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي وَ شَهِدَ شٰاهِدٌ مِنْ أَهْلِهٰا إِنْ كٰانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ قُبُلٍ فَصَدَقَتْ وَ هُوَ مِنَ اَلْكٰاذِبِينَ ﴿یوسف، ٢٦﴾ وَ إِنْ كٰانَ قَمِيصُهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ فَكَذَبَتْ وَ هُوَ مِنَ اَلصّٰادِقِينَ ﴿یوسف، ٢٧﴾ فَلَمّٰا رَأىٰ قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قٰالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيمٌ ﴿یوسف، ٢٨﴾ يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا وَ اِسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ اَلْخٰاطِئِينَ ﴿یوسف، ٢٩﴾
حالا این مسأله که مربوط به این است، این که میفرماید وَ لَمّٰا بَلَغَ أَشُدَّهُ، یعنی وقتی که به مرحلۀ استعداد تشخیص مصالح و مفاسد برسد و حضرت یوسف در یک همچنین وضعیتی بلوغ اَشُدی پیدا کرد، بلوغ یعنی رسید به مرحلۀ تشخیص مصلحت واقعی برای خودش، لذا اینطور فرار کرد، طوری که اصلاً امکان[انجام چنین معصیتی] برایش وجود نداشت. بعد در آنجا باز [زلیخا زنها را] جمع کرد و در آیه هم داریم، در روایت هم حضرت بیان میکند، میفرماید که:
وَ قٰالَ نِسْوَةٌ فِي اَلْمَدِينَةِ... ﴿یوسف، ٣٠﴾ فَلَمّٰا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِنَّ وَ أَعْتَدَتْ لَهُنَّ مُتَّكَأً وَ آتَتْ كُلَّ وٰاحِدَةٍ مِنْهُنَّ سِكِّيناً وَ قٰالَتِ اُخْرُجْ عَلَيْهِنَّ فَلَمّٰا رَأَيْنَهُ أَكْبَرْنَهُ وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ وَ قُلْنَ حٰاشَ لِلّٰهِ مٰا هٰذٰا بَشَراً إِنْ هٰذٰا إِلاّٰ مَلَكٌ كَرِيمٌ ﴿یوسف، ٣١﴾ قٰالَتْ فَذٰلِكُنَّ اَلَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَ لَقَدْ رٰاوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ مٰا آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُوناً مِنَ اَلصّٰاغِرِينَ ﴿یوسف، ٣٢﴾ قٰالَ رَبِّ اَلسِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمّٰا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلاّٰ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَ أَكُنْ مِنَ اَلْجٰاهِلِينَ ﴿یوسف، ٣٣﴾
فَاسْتَعْصَمَ عصمت به خرج داد. در اینجا باز دارد وقتی که این زنها قَطَّعنَ اَیدیَهُنَّ وَ خَرَجنَ منَ البیت، دارد که هر کدام از اینها یک قاصدی را فرستادند دنبال یوسف، یعنی خلاصه...! بعد اینجا حضرت میفرماید که: قٰالَ رَبِّ اَلسِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمّٰا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَ إِلاّٰ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ نمیگوید و الّا تَصرف عَنّی کَیدَها، این كَيْدَهُنَّ که ضمیر جمع آورده به خاطر این است که- حضرت میفرماید- این زنها قاصد فرستادند و واسطه فرستادند برای همین طلب و حضرت یوسف استیحاش کرد و قبول نکرد و به خدا پناه برد وَ إِلاّٰ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ من به آنها میل پیدا میکردم وَ أَكُنْ مِنَ اَلْجٰاهِلِينَ و من از جاهلین بودم.

