اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۲

0
فقه

متاسفانه جلسه اول بحث بلوغ دختران ضبط نشده است

جلسه ۲

24
  • لذا در اینجا[(در مسئلۀ بلوغ)] ما می‌بینیم در روایات، چند قضیه را به عنوان مشیر نقل می‌کند:

  • بر آمدن مو 

  • اتمامُ خمسة عشر سنوات 

  • احتلام 

  • اینها را به عنوان یک مجموعه‌ای بیان می‌کند برای بلوغ نه به عنوان تک، تک. یعنی می‌خواهد بگوید فرض کنید در یکی این زودتر است آن دیرتر است. در یکی آن زودتر است این دیرتر هست. یک مسألۀ مشخص و فیکسی نیست در اینجا که خلاصه...

  • ... در مورد زوال شمس می گوید این زوال شمس با شاخص الان مثلاً در این لحظه که حتی یک ثانیه هم این طرف و آن طرف نشود، اینطور نیست قضیه، آن زوال، زوال شمس است، در قضایای تکوینیه، اما در این مسائل خب اینطور نیست...

  • يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا وَ اِسْتَغْفِرِي لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ اَلْخٰاطِئِينَ ﴿یوسف‌، ٢٩﴾

  • يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هٰذٰا یعنی صدایش را در نیاور، این قضیه را به کسی نگو که آبروریزی می‌شود. بعد می‌گوید وَ اِسْتَغْفِرِي، که خطاب به حضرت یوسف است... 

  • سؤال: ...؟

  • جواب: بله این را هم ما می‌توانیم [بیان] کنیم.

  • ... در هر صورت این آیاتی که در اینجا است و این قضیه را می‌رساند، البته اگر در این روایت ابوحمزه نبود که در آنجا تصریح به مراهق است، در آنجا ما از این آیه شاید استفادۀ حلم هم می‌کردیم، احتلام را از این آیه استفاده می‌کردیم. ولی در اینجا این روایت تصریح دارد و غیر از این روایت ابوحمزه، باز هم روایت داریم که حالا من عرض می‌کنم خدمتتان. 

  • با توجه به این قضیه که به ... بَلَغَ أَشُدَّهُ ... ﴿یوسف‌، ٢٢﴾ ترتب حکم و علم شده است و با توجه به اینکه باز به ... بَلَغَ أَشُدَّهُ ... ﴿القصص‌، ١٤﴾ در قضیّۀ حضرت موسی ترتب علم و حکم شده، ما استفاده می‌کنیم [از آیه ای که در سورۀ مریم است] يٰا يَحْيىٰ خُذِ اَلْكِتٰابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْنٰاهُ اَلْحُكْمَ صَبِيًّا ﴿مریم‌، ١٢﴾که مربوط به حضرت یحیی است و یا در قضیۀ حضرت عیسی که می‌فرماید: قٰالَ إِنِّي عَبْدُ اَللّٰهِ آتٰانِيَ اَلْكِتٰابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا ﴿مریم‌، ٣٠﴾ وَ جَعَلَنِي مُبٰارَكاً أَيْنَ مٰا كُنْتُ... ﴿مریم‌، ٣١﴾ ما متوجه می‌شویم که در آنجا هم مسأله، مسألۀ اَشُد بوده است. یعنی در قضیۀ حضرت یحیی بَلَغَ اَشد بوده منتهی به بَلَغَ اَشُد نگفته، چون حکم و علم را مترتب بر اَشُد کرده هم در قضیۀ حضرت یوسف که در ترتب بر اَشُد، این حکم را ما کردیم. پس قطعاً در قضیۀ حضرت یحیی و عیسی که همین حکم را داده، باید در آنجا هم اَشُد باشد.