جلسه ۳
11سؤال: این موارد خیلی کم بوده...
جواب: یعنی امام زمان در پنج سالگی محتلم شده آقا؟ استثناء چیست؟ این حرفها چیست که میزنید؟ تکلیف...
سؤال: بر امام نماز واجب است یا نیست؟ حج واجب است یا نیست؟
جواب: بنده همین را میخواهم بگویم، میخواهم بگویم که امامت نمی آید تکلیف زائد را بیاورد، اگر ما بگوئیم که تکلیف مترتّب بر بلوغ است...، امام که بالغ نشده بود آیا شما میگوئید امام جواد بالغ بود؟ یعنی بالغ حُلُم بود؟ امام جواد که بالغ نبود، آقاجان، هفت سالش است چرا فکر میکنید...؟ آخه یک طفل چهار سال و نیم که دست امام حسن عسگری بود و حضرت توپ را میانداخت او میرفت دنبالش و توپ را میآورد و یکدفعه امام شد، آن شب جنب شد؟! آخه امامت به جنایت چه مربوط است؟! این یک مسألۀ تربیتی است، تکوینی است، تبدّل جوهری است، ربطی به قضیۀ امامت ندارد. حالا امام علیه السلام پنج ساله بود...باندازۀ یک مشک دوغ میخورد؟ نه بابا جان! باندازۀ یک لیوان میخورد سیر میشد. همین امام علیه السلام بزرگ بشود و سنش برود بالا، فرض کنید یک کاسه دوغ هم میخورد. نه اینکه فرض کنید حالا [چون] امام شد یکدفعه وزنش شد هشتاد کیلو! قدش شد ٢ متر و نیم! ... ! نه بابا اینها چیزهائی است که همه مربوط به مسألۀ ظاهر است و بدن و جریان تکوین و...، همان طور که ما این اختلافات را در خود ائمه هم میدیدیم، یکی از ائمه لاغر بود، یکی از ائمه ثمین بود، یکی از ائمه آنطور بود، یکی...، این مسائل اصلاً به امامت مربوط نیست. قضیۀ امامت که تکلیف نمیآورد.
قضیۀ امامت عبارت است از ارتباط عبد با پروردگار و ادراک جمیع مراتب وجود و حیازت جمیع مراتب اسماء و صفات الهی در نفس مبارکش، این را میگویند امام. امّا آیا این موجب بشود که در مقام عمل هم تکلیفی را انجام بدهد، این ربطی به او ندارد. این چه ربطی دارد؟ و این غیر از این که ما بگوئیم که در تکلیف، عقل دخالت دارد و استطاعت بدنی هیچ دلیلی برای اینکه ما بر گردن امام زمان بگذاریم پنج سالگی باید نماز را بخواند هیچ دلیلی دیگری نداریم. امام علیه السلام غیر از این که ما بگوئیم عقل امام که به فعلیّت محضه رسیده بلکه خودش فیّاض عقل است ، این عقل امام که به فعلیّت محضه رسیده، نفس رسیدن به این مرتبه، احساس تکلیف برایش پیدا میشود. اگر ما هم در پنج سالگی به همچنین مرتبهای که هیچی، به یک میلیونیم آن هم می رسیدیم باز در ما احساس تکلیف بود. یعنی آن ادراک وجود، آن تشخیص مصلحت و مفسده و آن ادراک موقعیت خود در ارتباط با عالم تکالیف یا عالم تشریع، نفس آن موجب برای تکلیف است و الا اگر ما این را نگوئیم باید ملتزم بشویم بر اینکه امام علیه السلام اگر در پنج سالگی نماز نخواند، روزه نگیرد، هیچ کار نکند، هیچ گناهی انجام نداده! کسی میتوانید یک همچنین چیزی را ملتزم بشود؟ می شود یک همچنین چیزی؟ میشود حضرت بگوید من امام هستم نماز صبحم قضا میشود، اصلاً فرض بکنید که نماز نمیخوانم [چون] خدا بر من واجب نکرده، نه عِقابی نه چیزی! تازه آن روایتی که شما میگوئید ... آقای انصاری در چند سالگی ثواب...، اصلاً خدا به ما ثواب هم نمیدهد! چرا دیگر ما فلان کنیم؟ خودمان را به زحمت بیاندازیم؟ بگیریم بخوابیم بابا! یک بچهای که تو رختخوابش خیس میکند یک همچنین افکاری را دارد نه اینکه یک شخصی که تمام ملک و ملکوت همه بدستش است و همه به اراده و مشیتش است. شما چه دلیلی دارید برای اینکه یک طفلی اگر به امامت برسد باید نماز بخواند؟ چه دلیلی دارید؟ این چیزی که ما در روایات داریم بلوغ است دیگر، این که مصطلح است این است که کسی که به مرحلۀ حُلم برسد یا پانزده سال یا انبات شعر، کدام یک از اینها بوده؟ در امام جواد کدام یک از اینها بوده؟ در امام هادی کدام یک از اینها بوده؟ یعنی نفس این قضیه، خودش ادلِّ دلیل است بر اینکه اصلاً نه احتلام شرط است، نه انبات شرط است، نه خمسة عشر شرط است، هیچی اینها شرط نیست

