جلسه ۱۵
7سؤال: بله ولی ما می خواهیم این را بگوییم که روایت ناظر به این است، کنایه است از این معنا که آقاجان اگر شخص مجنون زنا کرد اصلاً زنا نکرد.
جواب: آقا این یکی از...، این همین است دیگر، چون در این جا جنون آمده و علت برای رفع حدّ شده است پس معنایش این است که در ظرف جنون نمیشود حد را بر او جاری کرد. این همانی است که شما دارید میگویید. این دو طرف دارد نه اینکه این دو احتمال است. یعنی نفس جنون موجب رفع حد است سِواءٌ این که فاعل در هنگام جنون فعل را انجام بدهد یا انجام داده است بعد دیوانه شده، جنون رفع حد را میکند. این معنا، معنای متعارف عرفی است. وقتی این معنا معنای متفاهم بود پس روایت دیگر با آن در تعارض قرار میگیرد. ما این را می خواهیم بگوییم. اگر بگوییم که متفاهم عرفی این است که فاعل در حین جنون اگر فعل را انجام داد حد برداشته میشود ولی بعداً اگر انجام داد...، دیگر این روایت با آن روایت تعارض ندارد. ولی ما میگوییم این طور نیست. ما میگوییم متفاهم عرفی این است که نفس جنون موجب برداشتن حد میشود حالا به خاطر اینکه شما روایت را درست کنید که نمیتوانید دست از متفاهم عرفی بردارید. آن مقدم است که روایت ناظر به مفاهیم عرفی است و ظهور است. شما با این، روایت دیگر را بزنید کنار، چرا به خاطر جمع بین دو روایت، دست از یک اصل مسلّم بردارید؟ الان هیچ عاقلی در دنیا نمیگوید تو برو به یک دیوانه حد بزن! دیوانه ای که در خیابان راه میرود فقط میگیرند و می برند در بیمارستان.
سؤال: اگر شخصی عملی را در حال جنون انجام بدهد در حال جنون به او حد نمیزنند، روایت هم همین را می گوید. اما اگر افاقه پیدا کرد چی؟

