جلسه ۱۵
8جواب: هیچی.
سؤال: حتی یفیق می گوید باید به او بزنید
جواب: یعنی وقتی افاقه پیدا کرد، در حال صحت...
سؤال: یعنی می خواهد بگوید جنون ظرف عمل نبوده؟
جواب: ایشان اصلاً خلاف دارند میگویند. ایشان میگویند اگر در حال جنون عمل انجام داد تا وقتی که دیوانه است نباید حد زد وقتی که افاقه پیدا کرد آن موقع باید حد را بزنید. کسی این کار را نمیکند.
سؤال: من میخواهم بگویم میزنیم یا نمی زنیم؟
جواب: نه، نمیزنیم.
سؤال: پس این افافه برای کدام قسمت است؟
جواب: این افاقه فقط برای وقتی است که این عمل را در وقت صحّت انجام داده
سؤال: پس در این صورت آن احتمال اول خود به خود نفی میشود و بنابراین حتی یفیق غایت میشود برای شخصی که در حال صحت آمده این کار را انجام داده و آن احتمال میرود.
جواب: اصلاً صحبت این نیست جان من! صحبت این است که حضرت میفرماید که جنون رفع حد را میکند، اگر آن جنون بر طرف شد حالا آنجا ببینید که باید حد بزنید یا نه؟ حضرت میخواهد بفرماید که آن چیزی که موجب رفع حد است، جنون است. حالا اگر در حال جنون این فعل را انجام داد، در اینجا دیگر حدی نیست، حتی یفیق یا حتی لا یفیق. اگر در غیر از حال جنون فعل را انجام داد تا وقتی که جنون دارد اجرای حد نمیشود وقتی که افاقه پیدا شد اجرای حد میشود، این متفاهم عرفی است.
سؤال: سؤال عربی
جواب: این اصلاً مفهوم ندارد. یعنی دلالت بر مفهوم نمی کند.
حضرت این را میخواهد بفرماید که آن چیزی که موجب حد است افاقه است، در حالت صحت عقل است. و در حال جنون نه حد است نه به نحو سببیت نه به نحو مسببیّت. این معنا معنای متفاهم عرفی است. وقتی که این طور است حالا روایت دیگر بگوید خولط، ما دیگر این روایت را باید حمل بر این بکنیم که- همان طوری که عرض کردم- آن حدودی که فقط جنبۀ فعل در آنجا لحاظ است نه جنبۀ فاعلی یعنی قبح فعلی در آنجا موجب حدّ است ولی قبح فاعلی در آنجا موجب حدّ نیست. مثلاً در خمر، نفس الفعل موجب حدّ نیست چون شارب خمر را میخورد این موجب حد میشود یعنی قبح فاعلی در آنجا لحاظ می شود. در آنجا که قبح فاعلی است خب مسلم است که اینجا باید عاقل باشد تا اینکه جنبۀ تنبّه برایش باشد. اگر توانستیم این طور معنا بکینم معنا میکنیم و اگر نتوانستم، طبق متفاهم عرفی این روایت را باید حمل بر مورد خاص بکنیم و اگر نمیتوانیم به این عمل بکنیم. این مسأله مربوط به اینجا است.

