اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۶

0
فقه
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۶

11
  • این مطلبی که در این روایات است این است که نهی از ترجیع قرآن، ترجیع الغناء می‌کند، آنچه که در روایت ابی حمزه است ترجیع است، خب چه ارتباطی دارد این مسئله با آن مسئله؟ آن در آنجا می‌فرماید قرآن را مانند ترجیع، یعنی مانند بالا و پایین بردن صدا و گرداندن صدایی که در غناء به کار می‌بریم، قرآن را آن طوری نخوان. اتفاقاً اخیراً من یک جا بود شنیدم یک جور قران را خواندند به همین کیفیت، مثل اینکه فرض کنید دارند یک تصنیف می‌خوانند، یک شعر عاشقانه فرض کنید که دارند می خوانند! این طوری می خوانند! من گفتم این اصلاً غناء است، این اشکال دارد، این منظور روایت هست. یا دیدید فرض کنید در کلیسا وقتی که با هم انجیل می‌خوانند چه طوری می‌خوانند؟ همه با هم یک صدا را می‌برند بالا یک دفعه می‌آورند پایین، یک جوری می‌شود آدم! یعنی همین طوری...! این را آن جوری بالا و پایین و انخفاضی که هست این را تبدیل می‌کند به غناء، یک خفّتی در انسان بوجود می‌آورد که آن خفت خفتی است که انسان را از آن حالت طبیعی و انسانیت خارج می‌کند که البته همراه با آن، مزامیر و آلات موسیقی و این حرفها هم زده می‌شود. در کلیسا و اینها که از این آلات و اینها هم می‌زنند.

  • خب قدر مسلم این است که منظور امام علیه السلام ترجیع الغناء با آلات نیست، چون کسی با آلات نیامده است غناء کند. منظور امام کیفیت خود صدا است، خود صدا کیفیتش به نحوی باشد که این مانند غناء باشد. از این مطلب با توجّه به روایاتی که داریم تغنَّوْ بالقرآن و روایتی که علی بن ابی حمزه نقل کرده است استفاده می شود که اصلاً اشکالی که بر این روایت وارد می‌شود در جای خودش نیست و بینهُما بونٌ بعید، بین ترجیع و بین ترجیع اَلغِناء، لذا در روایت ابی حمزه ترجیع اَلغِناء نیامده است، اگر می‌گفت رَجّع القرآنَ بترجیع الغِناء خب در این صورت معارضه بود با اینجا و خب طبعاً این روایت مورد تأمل قرار می‌گرفت، اما دارد که رَجّعِ بالقرآنَ ترجیعا، ترجیع عبارت از صوت مطرب است، همان طوری که قبلاً نقل کردیم ابن اثیر ترجیع را به تدویر صوت تفسیر و معنا کرده است منتهی تدویری که موجب تحَسُّنِ لحن است، لحن را نیکو و زیبا می‌کند و همان طوری که روز گذشتۀ درسی عرض شد مسلّم است که غناء از یک طرف عبارت است از صدایی که آن صدا از نظر انخفاض و ارتفاع، حال انسان را تغییر بدهد به حالتی که آن حالت خروج از طبیعت است، به این غناء می‌گویند. حالا این مسئله اگر در اشعار لهو و لعب قرار بگیرد خب این می‌شود همین غنای در لهو و لعب، این حالت اگر در اشعار غیر لهو و لعب که دارای معانی هستند قرار بگیرد، از نقطۀ نظر اینکه کیفیت ارتفاع و انخفاض، مثل همان هست به آن هم غنا گفته می‌شود.