جلسه ۶
12وقتی که امام علیه السلام میفرماید که ترجیعِ مانند غناء نباشد، معنایش این است که در قرآن هم این نوع غناء جا دارد و الاّ خب امام علیه السلام میفرمود ترجیع الغناء در قرآن اشکال ندارد[ولی] در اشعار لغویه و لهو و اینها اشکال دارد. قرآن آیات الهی است دیگر، از آیات قرآن که دیگر ما بالاتر نداریم، قرآن اَحسنُ الحَدیث است دیگر. پس معلوم میشود که غناء از نظر لغوی عبارت است از ترجیع صوت به نحو مطلق که موجب حسن صدا بشود و لهذا روایاتی را که در آن روایات، غناء در قرآن آمده است، آن غناء به همین معنای لغوی عام حمل میشود، و از یک جهت دیگر آن غناء چون در اشعار لهو و لعب و لغو و اینها یک ریتم خاصّی را دارد لذا غناء محرم به آن اطلاق میشود، غنایی که در محرم است، یعنی حالت صدا در لحن تغییر میکند که این تغییر و تبدل لهو و ترجیع معمولاً در اشعاری که انسان را به حیوانیت و بهیمیت و اینها وارد می کند استعمال میشود. حالا اگر یکی خواست بیاید این لحن را در قرآن هم استعمال کند، این لحن را در اشعار ابن فارض هم به قول ایشان بخواهد استفاده کند، باز هم به آن غناء صدق میکند. چون شما از ابزاری استفاده کردی که از آن ابزار در محرم استفاده می شود نه اینکه از آن ابزار دو جور می شود استفاده کرد در محرم و در غیر محرم. منظور من این است که کیفیت صدایی که معمولاً در این اشعار هست، در خود آن کیفیت اشکال است، یعنی آن اشعار به انضمام آن کیفیت، موجب تنزل انسان میشود، تنزل نفس میشود، و الاّ اگر این اشعار عاشقانه باشد[ولی] طرف همین طوری عادی بخواند این موجب تنزل نفس نخواهد شد، فقط یک شعر بیخود است. این نحوه خواندن، این ارتفاع و انخفاضی که در وزن میآید، در آلات کلاسیک موسیقی این وزن میآید، این به درد این نوع اشعار میخورد که این نحوه بخوانند.

