جلسه ۷
10ببیند از یک طرف ما روایاتی داریم ...
... توبه کن و دیگر استماع نکن.
سؤال: این به خاطر این بوده که زن بوده...
جواب: نه، حضرت نفرمودند به خاطر زن بودن، به خاطر غناء بودن. نفرمودند چون زن است این کار را بکنید. حالا اگر یک مردی شروع می کرد به خواندن آن هم همین اشکال را داشت. از نظر غناء بودن مورد نظر است نه از نظر این که صوت زن است. این که انسان صدای زن را نباید بشنود آن از نظر ریبه بودن است که اشکال دارد که از باب ریبه این موجب کدورت و ... است و الا صدای عادی زن را شنیدن که این اشکال ندارد، انسان با زنها هم صحبت می کند، می آیند از انسان مسئله می پرسند و... ، این [اشکالی ندارد] اما وقتی صدای زن بلند بشود از باب ریبه آن موجب حرمت است. آن بحثش راجع به غناء است نه راجع به زن[ بودن خواننده. ]
ما در اینجا دو دسته روایات داریم:
یک دسته روایاتی که غناء را به طور کلی حرام می داند، نفاق می داند، مما وعد اللَه علیه النار می داند و امثال ذلک.
دستۀ دوم روایاتی که همین غناء را در مجلس عروسی مباح می داند، چون مغنیه غناء می کند دیگر، نمی رود بنشیند و همین طوری صدا در بیاورد، لابد شعرهایی می خواند که معنایش غناء است دیگر، پس بنابراین از اینجا استفاده می کنیم که حرمت ذاتی بر ترجیع و ارتفاع و انخفاض صوت تعلق نمی گیرد، [بلکه] آنچه را که متعلق به آن است عبارت است از ضم ضمیمه و آثاری که آن آثار مترتب بر این است که بواسطۀ تقارن به یک قرائنی آن حرمت پیدا می شود، آن قرائن این است که مجلس مجلس لهو و لعب باشد، آن قرائن، وجود ریبه باشد، [در مورد] زن مغنیه که ریبه پیدا بشود، این که در آن مجلس موسیقی و آلات موسیقی باشد، این مسئله هست. و اما اینکه خود غناء فی حد نفسه و این ترجیع آیا موجب حرمت هست یا نه، خود نفس غناء و این ترجیع صوت، خودش این حرمت ذاتیه را ندارد.

