اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷

0
فقه
جلسات
نسخه عربی

جلسه ۷

13
  • سؤال: یعنی حتی اگر با حالت لهو و لعبی هم بخوانند؟ 

  • جواب: بله، اگر در غیر از آن بخوانند که دیگر کف نمی زنند، اصلاً عروسیشان...، صحبت در همان کیفیت خاص است. 

  • آن کیفیت خاص در مجالس عروسی این طور به نظر می رسد که کأنَّ آن رحمت خداوند به آن مجلس عروسی موجب زوال آن کدورتی است که از این کیفیت خواندن پیدا می شود. اگر به همان کیفیت در خارج از آن مجلس عروسی بخواند شاید شخص متأثر بشود و تکدر نفسانی پیدا بکند اما در خصوص مجلس عروسی به خاطر نزول رحمتی که در این مجلس عروسی هست رفع این جهت می شود کأنَّ منتاً علی العباد این قضیه در اینجا مطرح است.

  • پس بنابراین غنایی که آن غناء موجب تکدر نفسانی بشود بواسطۀ ارتفاع و انخفاض، قطعاً آن غناء می شود حرام. اگر نشود ولو آن ارتفاع و انخفاض را داشته باشد آن غناء دیگر حرام نیست. ولی همین غناء در قرآن می شود حرام نه بخاطر حرمت بلکه به خاطر آن جنۀ اهانت و تشابه و سستی که خود قرآن اصلاً شاید به این نحو نیامده واینکه ما آن را داخل در این قسم قرار بدهیم یک نوع اهانتی به کلام خدا تلقی بشود، از این نقطۀ نظر دارای اشکال می شود.

  • سؤال: ...؟ 

  • جواب: دف اشکال ندارد. دایره زنگی و اینها... 

  • سؤال: مسئلۀ نی چیست؟

  • جواب: حالا انشا اللَه فردا تتمۀ این بحث غناء را می کنیم و بعد می رویم راجع به خود موسیقی بحث می کنیم...

  • سؤال: ...؟ 

  • جواب: در مجلس عروسی نه، اما در مجالسی که مربوط به ائمه است این هنوز برای من یک شبهه است، این یک نوع تقدس خاصی باید داشته باشد...

  • مجلس عروسیی بود که سیدها می خواندند و می رفتند در کرمانشاه ...شعری که برای سید حمیری است و قصیدۀ خیلی طولانی است، معمولاً سادات شیرازی این را در شبهای عروسیشان می خوانند و می روند. خدا رحمت کند پدر بزرگ ما، حاج آقا معین آن هم می آمد در مجلس زنانه، محرم بود دیگر، این را می خواند و بعد می زدند و خودشان می آمدند بیرون. یک دفعه- این قضیه واقعیت دارد- اینها را افتاده بودند از خانۀ داماد بروند خانۀ عروس، این سادات شیراز در کرمانشاه راه افتاده بودند و می خواندند ... همین طوری که می رفتند می رسند به یک دکان لبنیاتی و می زنند به طغار ماستش و آن می شکند این هم همین طوری که آنها می خوانند داد می زند و می گوید سیدها امشب همگی خُل شدند طغار ماست ما شکست پولش کو؟ آنها هم می زدند و شعرشان را می خواندند!