جلسه ۷
11چهارم را که در اینجا ذکر کردند، دلیلش را گفتند که اصلاً آقا، این ادلّه ادلّۀ توقیفیّه است، این احکام احکام توقیفی و تعبدی است و شارع حرام کرده موارد اینها را و ما قادر نیستم که به ملاکات احکام اطلاع پیدا بکنیم و طبق آنچه که شارع مطرح کرده خب ما باید عمل بکنیم. این چهار وجهی که برای این مسئله ذکر کردند.
انشاء اللَه راجع به خصوصیّت ربا در فقه اهل تسنّن که ربا به چه چیزی اطلاق میشود؟ خصوصیت ربا چیست؟ این را انشاء اللَه عرض میکنیم، یعنی دو سه روز، سه شنبه و چهار شنبه، این دو روز هم راجع به تتمّۀ مطالب تفاسیر اهل تسنّن و روایاتی که تقریباً در این مورد آمده صحبت میشود تا انشاء اللَه بعد در جای خودش...
سؤال: این مسئله که دیروز فرمودید در رابطه با عدم جواز شکستن حکم حاکم شرع ... که چه طور میشود که حاکم حکم به استهلال بکند یا نکند و بر شخص دیگری استهلال شده باشد، بعد این مطلبی که دیروز فرمودید که حضرت آقا هم در زمان آقای بروجردی...، یعنی نظر حضرت عالی هم همین است؟ یعنی انسان واقعاً نمیتواند حکم حاکم را بشکند؟ ممکن است حاکم یک شخص عادی باشد چون معصوم که نیست.
جواب: اگر انسان قطع دارد به مخالفت با حکم حاکم، در این صورت جایز نیست به حکم حاکم عمل بکند. مگر اینکه عمل نکردن به حکم حاکم موجب فساد و اختلال در جامعه بشود، آن وقت بر اساس احکام ثانوی، آن در تحت آنها قرار میگیرد. در مسئلۀ رؤیت هلال اگر شخص خودش به نفسه هلال را ببیند و برای او قطع پیدا بشود، ولی حاکم حکم به عدم دخول شهر رمضان بکند، این شخص واجب است روزه بگیرد. چرا؟ به جهت اینکه صوم اختلالی به وجود نمیآورد، اما اگر بخواهد برود فرض کنید که این شخص در مسجد و اعلام بکند، خب این در اینجا اختلال بوجود میآورد، این نباید این کار را انجام بدهد. یا اینکه اگر حاکم حکم به دخول شوال کند و این شخص قطع دارد که شهر شوال در اینجا داخل نشده، این موجب برای صوم است، آن وقت در اینجا مرحوم آقا برایشان ثابت نبود که عید فطر است، چون ثابت نبود، طبق ادله میبایستی که روزه بگیرند، ولی چون آقای بروجردی حکم کرده بودند مسئله دیگر بر عهدۀ آقای بروجردی است. یک وقتی یک شخص قطع دارد به صوم رمضان، قطع دارد، این نمیتواند بشکند. این دیگر در اینجا بایستی که علی ای حال روزه را بگیرد، چون قطع دارد و مسئلۀ حکم حاکم در صورت عدم قطع است، در صورت شک است. در اینجا چون مرحوم آقا اولاً شک داشتند، اگر هم حتی نمیرفتند بشکنند در بیرون، باز در اینجا حکم آقای بروجردی حاکم است، یعنی غلبه دارد، چون قطع ندارند به اینکه ماه [شوال] شده، طبق قرائن برای ایشان ظنّ به عدم دخول شهر جدید هست، قطع نبوده، چون هلال چیزی نیست که آدم...، حالا در بودنش قطع پیدا میکند، ولی در ندیدن که قطع پیدا نمیکند، علم به عدم پیدا نمیکند در واقع، در عین حال ایشان احتیاط هم کردند که حتی اگر احتیاط هم نمیکردند اشکال نداشت ولی خب احتیاط هم کردند رفتند در بیرون شهر[(مسافرت کردند و بعد افطار کردند.)] ولی علی کل حال در صورتی که حکم حاکم مخالف با قطع انسان باشد، انسان نمیتواند عمل بکند مگر اینکه اخلال در جامعه پیدا بشود.

