جلسه ۱
10تلمیذ: فقط یک ایرادی که اینجا هست این است که- محقق کرکی( ثانی) هم اشاره کردند- این روایت دوم حلبی که تغییر میکند، در واقع مقید هست، میآید و آن دو تا روایت علی بن رئاب آن روایت حلبی را مقید میکند یعنی به جایی که عجله داشته باشد یا ترس داشته باشد. یعنی اطلاق آن دو تا روایت به قید این یک روایت مقید میشود.
استاد: بله. روایت سوم هم خب هست منتهی روایت سوم همان است مثل اینکه. روایت سوم علی بن رئاب است عن حلبی عن ابی عبداللَه، خب در اینجا بین آن روایت علی بن رئاب و بین روایت سوم، روایت بالا، طبعاً یک سقطی در اینجا شده دیگر، یعنی در واقع روایت بالا میشود مرسل، یعنی روایت اول بالنسبه به روایت دوم میشود مرسل.
تلمیذ: اصلاً اسنادش فرق میکند. هر سه روایت اسنادش فرق می کند.
استاد: اسناد فرق میکند. این علی بن رئاب یعنی دو تا روایت دارد: یکی خودش از ابی عبداللَه شنیده، یکی این که علی بن رئاب از حلبی شنیده، آیا این طور است یا اینکه نه، در آن روایت بالا حلبی حذف شده؟
تلمیذ: حسن بن محبوب هر دو را نقل کرده از علی بن رئاب، یکی را با حلبی یکی را بدون حلبی.
استاد: یعنی دو تا روایت است یا یک روایت است و در یکی سند حذف شده؟
تلمیذ: بله. احتمال دارد.
استاد: قاعدتاً باید یک روایت باشد منتهی بین آن سند حذف شده.عرض کنم حضورتان که بین همین دو تا روایت ما میتوانیم بگوئیم که منظور حضرت از اذا ما اعجلت به حاجة او تُخوِفُ شیءً این است که حضرت دارند بیان مورد می کنند، یعنی دارند بیان مصداق می کنند، کاّنه میخواهد بگوید وقتی که عجله داری زود چند آیه بخوان و برو. جوابی را که ما میتوانیم در اینجا - بالاخره ما هم طلبهایم دیگر- به حضرت بدهیم این است که خب اگر عجله مصحح برای تبعیض هست و در غیر عجله تبعیض نیست، خب شما توصیه بکنید یک قل هو اللَه احد بخواند، چرا این عجله را مصحح برای چند آیه از سور میدانید؟ پس بنابراین اعجلت به این معنایش بیان یکی از موارد است چون اگر صرف عجله، مصحح باشد و در غیر عجله مصحح نباشد، باید تمام خواند، خب حضرت بفرمایند که در صورتی که عجله داری اذا جاء نصراللَه را بخوان یا وقتی که عجله داری یک قل هو اللَه احد بخوان.

