جلسه ۱
11تلمیذ: یکی از وقتهایی که میشود غیر از عجله و ترس باشد وقت غروب آفتاب است. همین مسئله ظاهراً روایت داریم وقتی که وقت تنگ است، در آخر وقت یک حمد بخوان، آن وقت ...
استاد: خب آن وقت تنگ مسئلهاش...، اتفاقاً همین هست یعنی شما در واقع مؤید ما هستید.
تلمیذ: می خواهید بگوئید حمد نخواند فقط قل هو اللَه احد بخواند؟
استاد: نه خیر، منظورم این نبود. حضرت در این جا به جای یک سورۀ تمام چند آیه را کافی میدانند.
تلمیذ: قید وحدها دارد، این وحدها یعنی حمد تنها.
استاد: بله بله من اشتباه کردم. لا بأس بان یقرء الرجل من الفریضة بفاتحة الکتاب فی الرکعتین اولتین اذا ما اعجلت به حاجة او تخوف شیئا، خب بله، البته ما در اینجا میتوانیم به این وسیله توجیه کنیم که منظور حضرت در همان وقت [عجله]، نفس خود آن عجله نیست که عجله فقط مصحح هست زیرا این عجله با فرض بکنید که یک سورۀ کوتاه هم حاصل میشود، با یک اذا جاء نصراللَه هم حاصل می شود، یعنی عجله این قدر زیاد است که یک آیه هم نمیشود خواند؟ یعنی چهار آیه یا سه آیۀ قل هو اللَه احد اللَه الصمد لم یلد ولم یولد... پنج ثانیه هم نمیشود، این هم نمیشود؟ این قدر عجله است؟ سورۀ حمد به این بزرگی را حضرت میگویند بخوان اما فرض بکنید که این سه آیه را نخوان؟ این دلیل میشود بر این که منظور حضرت فقط سورۀ حمد است. چند آیه از سورۀ قل هو اللَه ضرری نمیرساند، در وقتی که انسان خلاصه عجلهای دارد، نه عجلۀ مشرف به موت که مثلاً فرض کنید که چیز است، میخواهد برود کاری انجام بدهد، فرض بکنید که از اتوبوس دارد جا میماند، یا مثلاً وقت ضیق است، اگر واقعاً خواندن یک سوره مثل سورۀ توحید واجب بود، یعنی به این شدت، چه طور تکبیرة الاحرام در نماز واجب است به این شدت، چه طور طهارت در نماز واجب است به این شدت، چه طور قرائت رکوع...، حضرت نمیگویند رکوع نکن چون عجله داری، نه میگویند رکوع را بکن، حضرت نمیگویند چون عجله داری دو سجده را به جا نیاور بجایش یک سجده بجا بیاور، نه، اما فقط چه شد راجع به سوره اگر عجله داری ولش کن؟ این که نمیشود.

