جلسه ۱
14تلمیذ: پس روایت اول و سوم ناقص میماند.
استاد: کدام؟
تلمیذ: روایت اول و سوم از باب دوم.
استاد: نه، ممکن است اعجلت بِهِ این مبیّن این باشد، مقید باشد، اشکال ندارد. خب حالا غیر از اینها چه فهمیده میشود؟ غیر از این چیزی که آقایان در اینجا...،
خب اصل دلیل دو تا روایت یا روایات متعددی است. یک عده از روایات دلالت بر عدم جواز[تبعیض سوره در نماز] میکنند که روایاتش هم روایات کمی است. روایات دیگر دلالت بر تبعیض میکند. از خود روایات صرف نظر از آن، آیا به روایتی برخورد کردید که مبیّن مسئله باشد؟ صرف نظر از جنبۀ اطلاق و تقیید و این چیزهای اصطلاحی، آیا در این ها روایاتی که لِمِّ مسئله را بیان کرده باشد که آن فقاهت حدیث و فهم الحدیث را به انسان برساند که منظور امام علیه السلام از این مسئله چیست؟ بالاخره نظر شرع و فهم الحدیث در شرع آیا وجوب [قرائت سورۀ کامله را] بیان میکند یا جواز تبعیض را بیان میکند؟ در این روایتها[به این نوع روایت] بر خورد نکردید؟
تلمیذ: ...
استاد: حالا این روایت را میشود ما بر نافله حمل کنیم یا نه؟
تلمیذ: در روایت دارد که صَلّی بنا
استاد: صَلّی بنا دلالت بر جماعت میکند. خب ظاهر قضیه دلالت بر جماعت می کند، بسیار خب.
تلمیذ: از آن جایی که مخالفین تبعیض سوره تأکید کردند روی همین دو تا روایت صحیح حلبی و علی بن رئاب و دلیلی هم که آوردند دلیل اصلیاش را بعد از اجماع و موافقت عامه، روایت منصور بن حازم آوردند، از اینجا متوجه می شویم که اصل و اساس در این روایاتی که هست همان روایات علی بن رئاب و صحیح حلبی است. دلیل اصلی که آنها دارند همان روایت منصور بن حازم است.
استاد: آن روایت چیست؟
تلمیذ: منصور بن حازم همین ؟ اقل من سورة و لا باکثر، پس اگر ما بتوانیم آن روایات علی بن رئاب و صحیح حلبی را در واقع بماسانیم و این را هم توجیه بکنیم دیگر ما مشکلی نداریم و مسئله حل است، باضافه این روایتی که تقسیم سُوَر را جایز میدانند و چند تا روایات هم است.

