جلسه ۲
6این یک نکته است و ما این را در ابواب فقهی خیلی میتوانیم مورد استفاده قرار بدهیم. فرض بکنید که یک سنتهایی هست که این سنتها در زمان ائمه نبوده مثلاً درست کردن خانقاه، درست کردن خانقاه به این وضع فعلی را شما نگاه نکنید، اتفاقاً این یک مطلبی بود که در زمان سابق هم ما راجع به این قضیه با مرحوم آقا بحث داشتیم، خیلی هم طول کشید، شاید حدود پنج شش جلسه طول کشید که ایشان میخواستند به یک نحوی ما را به این جهت سوق بدهند که خانقاه در مقابل مسجد است و ما زیر بار نرفتیم، و بالاخره آخرش هم فهمیدیم که نظر ایشان هم این نبوده و میخواستند ما را هی انگولک کنند و اینها! مثلاً یکی مسألۀ خانقاه، مسالۀ خانقاه به این کیفیت فعلی که یک مشت درویش میروند و این نحوۀ کارشان و نحوۀ عملشان که اغلب اینها الان به این نحو و به این کیفیت هست، الان در شرایط فعلی یک چهرۀ مذمومی را از این خانقاه ترسیم کرده که خب البته انسان خودش را در یک وضعیتی قرار بدهد از نظر شرعی هم حتی اشکال دارد که مورد اتهام واقع بشود، انسان به لباسی در بیاید که اکثریت از آن لباس سوء استفاده میشود، یا در یک موقعیتی باشد که اکثر از آن موقعیت سوء استفاده می شود، یا کاری را انسان انجام بدهد که اکثریت بر این نحوه هست. لابد شما میخواهید بگویید که الان ما عمامهمان را هم باید برداریم به خاطر اینکه...! نه این مساله الان فرق میکند. الان حساب اکثریت نیست، یک عدۀ خاصی هستند.
ولی در زمان سابق، در زمان ائمه قضیۀ خانقاه نبوده، حتی ما در روایات هم داریم، ما در روایات گوشه گیری و عزلت داریم، در روایات بسیاری داریم که انسان مدتی از وقت خودش را باید به عزلت بگذراند که ان شاءاللَه این مطالب و این روایاتها را و در کیفیتش و جایش و بیانی که از بزرگان در همین زمینه شنیدهایم در شرح عنوان بصری میآوریم که حتی در منزل خودش اتاقی را داشته باشد که اختصاص بدهد به عبادتش و در آن اتاق کسی را راه ندهد و حتی افراد در سابق در بالاخانۀ خودشان، اتاقی را همیشه میساختند و فقط راه منحصر به آن یک نردبانی قرار می دادند و خودشان وقتی که می رفتند آن نردبان را بر میداشتند، آن سلّم و دَرَج را از آنجا بر میداشتند که کسی صعود نکند، این یک مسالۀ متداولی بوده و ما در روایات هم نسبت به این مساله داریم. نظیر این قضیه را شما میتوانید بگویید که یک عده بیایند و بنشینند و راجع به این مساله خب روایاتی داریم. راجع به حِلَق ذکر این همه روایات داریم. بنشینند و مدتی را و جایی را اختصاص به عبادت بدهند که رفت و آمد نباشد، دور از مردم باشد، خب این چه اشکالی دارد؟ یعنی مسالهای نیست که الان فرض کنید که در زمان فعلی ما بگوییم در زمان ائمه چرا این قضیه از نظر ائمه توصیه نشده؟ چون اصلا ً در زمان ائمه یک همچنین مطلبی نبوده، بله صوفیانی در زمان ائمه پیدا شدند، در زمان امام صادق حسن بصری و عبداللَه بن عطاء و سفیان و امثال ذلک که اینها در همان زمانها پیدا شدند...، مسالۀ خانقاه و اینها به این کیفیت نبوده، قطعاً اگر بوده ما از امام راجع به آن روایت داریم. چون نمیشود که یک مسألۀ مهمّی در جامعه...، الان مسالۀ خانقاه در جامعۀ ما یک مسالۀ مهمی است. یعنی همان طوری که مسجد یک مسالۀ مهمّی است، حسینیه الان مسالۀ مهمی است، حُسینیه میسازند، حَسنیه میسازند، زینبیه میسازند، و ساخت اینها، فقط نه به خاطر اسم و تبرک به اسم ائمه است، بلکه به خاطر این است که ؟ الاعضاء بتوانند در این اماکن شرکت کنند، یا مثلاً بنا بر قول به عدم جواز دخول اهل کتاب در مساجد، اینها بتوانند در حسینیهها شرکت کنند که خب خصوص مسجد ممکن است عذری داشته باشد یا ؟ الاعضاء فرض بکنید که... خب این مساله مسالۀ مهمی است.

