جلسه ۲
12تلمیذ و استاد به زبان عربی
استاد: وقتی که ما ببینیم امکان ندارد این قدرت پس دیگر اثم نیست در اینجا. وقتی که در اینجا اثم نشد، آن وجوب صلاة جمعه بالنسبه به این میشود واجب مشروط، دیگر واجب مطلق نیست. پس از نظر فنی این مبنا مورد اشکال قرار میگیرد. اگر قدرت برای...، مثل اینکه فرض بکنید که ملزم بکنند بگویند که صلاة در ظهر مشروط به طهارت مائیه است عند القدرة، بعد از آن طرف به من میگویند که باید تحصیل طهارت مائیه بکنی و من در اینجا پایم شل است، شکسته نمیتوانم بلند شوم بروم تحصیل طهارت بکنم، پس نسبت به من که دیگر واجب مطلق نیست.
تلمیذ و استاد به زبان عربی
استاد: صلاة ظهر بالنسبه به زوال واجب مطلق است یا مشروط است؟ واجب مشروط است. چرا؟ چون زوال غیر اختیاری است. ولی همین صلاة بالنسبه به تحصیل طهارت می شود واجب مطلق، بالنسبه به تحصیل طهارت امّا نه نسبت به زوال. یا مثلاً فرض کنید که وجوب قصر برای مسافر واجب مشروط است. چرا واجب مشروط است؟ چون قصر و اتمام در اختیار مسافر نیست. مسافر یک سفری را انجام میدهد، اگر سفر را انجام داد، موفق شد، شرایط آماده شد واجب قصر است. اگر در حضر بود اربع رکعات است. پس وجوب قصر و وجوب اتمام بالنسبه به انسان میشود واجب مشروط. وجوب صلاة بالنسبه به زوال می شود واجب مشروط. وجوب صلاة بالنسبه به فرض بکنید که صحت، میشود واجب مشروط. وجوب صلاة بالنسبه به...، ما هزار تا شرط در اینجا داریم. یا مانند حج میماند، وجوب حج بالنسبه به استطاعت میشود واجب مشروط. اما همین وجوب حج در وقتی که آن شخص در مکه هست در اوقات حج میشود واجب مطلق. چرا؟ چون در اختیارش است.
حالا صحبت در این است اگر ما ایجاد حکومت اسلامی را شرط صحت صلاة جمعه قرار بدهیم، با وجود عدم امکان عقلی و عدم امکان نقلی در زمان خلفای غاصب برای تشکیل حکومت اسلامی، این صلاة جمعه دیگر بالنسبه به او واجب مطلق نمیشود، میشود واجب مشروط. خود ائمه انجام نمیدادند. پس بنا بر این از نقطۀ نظر فنی بین ادعای به وجوب صلاة جمعۀ مطلق و بین شرط صحت صلاة جمعه اشکال وارد میشود. این اشکال اول.

