جلسه ۲
13مسالهای دیگری که در اینجا مطرح است این است که ما در روایاتی که داریم، میبینیم که این روایات متفاوت است، آیه همان طوری که آقای حاج نصیری گفتند وخود مرحوم آقا هم مطرح کردند، از نقطۀ نظر دلالت آن بر اطلاق، فرق نمیکند، دلالت آیه، دلالت بر اطلاق دارد چون هیچ مشروط به حکومتی، چیزی نیست، يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا نُودِيَ لِلصَّلاٰةِ مِنْ يَوْمِ اَلْجُمُعَةِ آن اشکالات همه کشک است! يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا نُودِيَ لِلصَّلاٰةِ مِنْ يَوْمِ اَلْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلىٰ ذِكْرِ اَللّٰهِ وَ ذَرُوا اَلْبَيْعَ ذٰلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ این آیه اطلاق دارد، خب این درست است. صحبت در این است که روایاتی که میگوید واجب نیست یا روایاتی که مشروط به امام میداند، ما اینها را چه کنیم؟ در اینجا مسالۀ ترتّب پیش میآید، مسالۀ ترتّب چیست؟ در بسیاری از موارد فقهی این قضیه وجود دارد که یک حکم فقهی در اصل و در وضع خودش من حیث هُوَ هو این یک حکم خاصی را دارد اما همین مسالۀ فقهی در ظرف و موقعیت دیگر ممکن است حکمش تفاوت داشته باشد. مثلاً فرض بکنید که من باب مثال اصل صلاة عیدین فی حد نفسه مستحب است اما همین صلاة عیدین اگر بخواهد به جماعت خوانده بشود حکمش تفاوت دارد. در مورد نماز جمعه اصل نماز جمعه با توجه به خصوصیاتی که نماز جمعه دارد این مساله فرق میکند. یک وقتی نماز جمعه از نقطۀ نظر خصوصیات و کیفیت مانند سایر صلوات بود خب در اینجا مشکل نبود، مانند صلاة صبح بود، مانند صلاة ظهر بود یا مانند صلاة مغرب و عشاء بود، مانند صلاة شب بود مانند صلاة...، این در اینجا اشکالی ندارد. ولی یک وقتی صلاة جمعه صلاتی است که مشروط به خطاب و ایراد خطبتین است، خطبتینی که در صلاة جمعه است مربوط به امور اجتماعی است، مربوط به امور سیاسی است، مربوط به شرایط آن روز است، مربوط به شرایط آن روزگار است، آن سنه است، مربوط به امور مسلمین است، مربوط به کسب و کار و اشتغال است و ایراد خطبتین در صلاة جمعه و تکلم در این مسائل قطعاً با آن شرایط حکومت ظالمانه منافات دارد. یک وقتی صلاة جمعه فقط نفس صلاة است. خب در آنجا مسالهای نیست، صلاة مثل صلاة صبح است ولی شرط صلاة جمعه، ایراد خطبتین است. در خطبتین باید نسبت به مسائل حکومتی و سیاسی صحبت بشود، همان طوری که در روایات نسبت به این مساله نظارت دارد. آیا عقلاً ممکن است که شارع بیاید ما را مکلف بکند به ایراد خطبتین در صلاة جمعه بر علیه حاکمی که فعلاً وجود دارد؟ امکان ندارد! می گیرند اعدام میکنند دیگر. امروز به فردا نمیرسد، یا اینکه بنده باید فرض کنید که در خطبتین بیایم از آن حکومت، حکومت بنی امیه، حکومت بنی عباس تعریف و تمجید کنم! خب این میشود حرام، یا اینکه باید بیایم در صلاة جمعه نسبت به حکومت انتقاد کنم، همان فردا گردن مرا میزنند و دارم میزنند. پس این وجوب صلاة جمعه فی حد نفسه نافی خود وجوبش خواهد شد. یعنی نفس شرعیت و تشریع صلاة، نفس آن موجب عدم تشریع خودش خواهد شد، مساله از این دو حال خارج نیست.

