جلسه ۲
15ثانیاً در زمان حکومت غاصب عباسی است! این هم مزید بر علت، مثل اینکه فرض کنید که نماز ظهر، چطور نماز ظهر در زمان حکومت عباسی واجب است، در زمان حکومت امیر المومنین هم واجب است، فرقی نمیکند. یعنی چه حکومت حکومت امیر المومنین علی باشد، چه حکومت، حکومت فرض بکنید که هارون باشد در هر دو تا نماز ظهر واجب است، به حکومت کاری ندارد قضیه، قضیه یک مسالۀ شخصی است، یعنی وجوب، وجوب شخصی است. این صلاة واجب است. حج واجب است چه در زمان حکومت علی چه در زمان حکومت عمر، در هر دو حج واجب است. این یک مسالۀ شخصی است. زکات واجب است چه در زمان حکومت علی چه در زمان...، صوم واجب است و امثال ذلک. تمام عباداتی که جنبۀ شخصی دارند نه اینکه جنبۀ اجتماعی دارند، این مساله به اصل وجوب صلاة جمعه بر میگردد که صلاة جمعه صلاتی است که جنبۀ شخصی دارد نه اینکه جنبۀ اجتماعی دارد، این مربوط به اصل، حالا میآییم میگوییم که نماز جمعه اگر بخواهد در اجتماع خوانده بشود آنجا مساله بر میگردد به امام عادل، آن را که امام علیه السلام میفرماید مشروط به امام عادل است در صورتی که صلاة جمعه بخواهد در مسجد خوانده بشود، بخواهد در مصلّی خوانده بشود، بخواهد در شهر خوانده بشود، با وجود حکومت غاصبانه که نمیشود یک هم چنین چیزی خواند! بله؟ وقتی که حکومت، حکومت عباسی است، حکومت بنی امیه است، شما میتوانید بلند شوید بروید در مسجد جامع شهر نماز جمعه بخوانید؟ این جا مشروط به امام عادل میشود. پس اقامۀ صلاة جمعه در زمان حکومت مخالف، مشروط به امام عادل است اما از نقطۀ نظر شخصی، مثل صلاة ظهر واجب است.
نتیجۀ فتوا چه شد؟ نتیجۀ فتوا این است که صلاة جمعه واجب است مطلقا حتی برای ما که الآن در اینجا نشستیم. منتهی ما بخواهیم این نماز را برویم در جامعه بخوانیم باید از حکومت اجازه بگیریم. اگر ما در دِه هستیم یا در جایی هستیم و کسی هم خبر ندارد، ٥ نفر هستند واجب است که صلاة جمعه را به جای نماز ظهر خواند.

