جلسه ۲
17تلمیذ: در زمان خود ائمه علیهم السلام...؟
استاد: میخواندند.
تلمیذ: ما یک مورد نداریم.
استاد: چرا، چرا میخواندند، داریم، حکایات زیاد است که اصحاب داشتند در راه مکّه میرفتند موقع جمعه شد، نماز جمعه خواندند. بر فرض اگر آنها هم نخوانده باشند دلیلش این است. یعنی دلیلش همین است که خبری به حکومت میرسید. شاید مورد تعقیب قرار میگرفتند اگر بود و الاّ اگر نه، هیچ کسی نمیگفت، نمیرفتند اینها فرض بکنید که به زنهایشان بگویند که ما نماز خواندیم، زنهایشان هم که معلوم است چه هستند، آن به همسایه میگوید و آن به فلان میگوید و فردای آن به حکومت میرسد و میآیند با دستبند به سراغ آنها، اگر این قضیه نبود خود بنده نماز جمعه میخواندم. ولی مساله، مسالۀ غیر قابل کنترل است.
تلمیذ: بعضی از این روایات که خمسه و هفت نفر دارد تقیید شده که انسان نباید...
استاد: بله دیگر مقید است.
تلمیذ و استاد به زبان عربی
تلمیذ: اینکه در یک مکان دو نماز جمعه بر قرار نشود، روایاتی داریم که...
استاد: این هم برای همین است. برای این که تداخل نشود. اختلاط پیش نیاید، این یک حرفی بزند آن یک حرفی بزند، این دو فرسخ فاصله در اینجا حفظ بشود.
تلمیذ: ؟ چون الان دو فرسخ که چیزی نیست چون در بعضی از روایات داریم که حضرت نماز عصر را با نماز ظهر میخواندند به خاطر آنکه دیگران برسند به منازلشان، چون با اسب و اینها میرفتند زمان زیادی طول میکشید، تا شب برسند، این قرینه میشود که این دو فرسخ برای آن زمان بوده؟ شاید حالا چهار فرسخ هم بشود مثلاً فاصله شرط...
استاد: نه نسبت به اصل فرسخین که در آن موقع داریم به مقارنۀ با سایر تحدیداتی که در مورد مسافرت شده که اربعة فراسخ باشد خب این معلوم...
تلمیذ: ؟ ولی خب چرا؟ چون الان ما خب یک خورده کمترش را میگیریم.

