جلسه ۱
10تلمیذ: الروایة فی طهارة الانسان؟!
استاد: در قضیه این آیه است که نسخ شد «ولا تنکحوا المشرکات حتی یُؤمِنَّ» راجع به آیه نکاح است، بعد راوی میگوید که خُب این نسخ شد؟! حضرت نمیگویند بله یا نه فقط میخندند، خب چرا میخندند این قضیه چیست؟ حالا این جا است که آن شخص جوابش را میگیرد و میرود ولی ما که در آن جا نبودیم، ما که از خصوصیات مقام اطلاع نداریم زیرا ما که پیش امام رضا نبودیم که ببینیم حضرت چگونه با او صحبت کردند و جواب گفتند، یک قضیه اتفاق افتاده و حضرت هم حکم را بیان کردند که به صورت سکوت یا به صورت جواب، حالا آن جواب به دست ما که رسیده، شده مجمل؛ این جا است که مجتهد باید از این اجمال حکم را دربیاورد و الّا فرض کنید که اگر شما پیش امام صادق باشید و حضرت یک حکم را بیان کند خب صبح تا شب ممکن است شما ده تا فرع از یک مسئله سؤال کنی و حضرت هم ده تا را جواب بگوید، درست شد، خب، دیگر پیش امام صادق بودن اجتهاد لازم ندارد خود حضرت دارد میگوید؛ اجتهاد این است که مطالبی را که امام علیه السّلام به صورت احکام و مسائل میفرماید مجتهد میآید این احکام و مسائل را با آن اندوختۀ ذهنی که دارد ولو این که امام در مدینه است و راوی در کوفه است مثل یونس بن عبدالرحمن، امام رضا علیه السّلام میفرماید وقتی شخصی از حضرت سوال میکند حضرت میفرماید: ارجع الی یونس، چرا؟ به خاطر این که یونس یک مطالبی در ذهن دارد، روایاتی در ذهن دارد مقداری را دارد، مقداری را هم از امام نشنیده، مگر شخصی که پیش امام صادق است از اول کتاب صلاه تا آخر کتاب دیات را از امام صادق شنیده، کی یک همچنین چیزی شنیده؟ کدام راوی آمده از امام این همه سؤال کند؟! هان، پس این قضیۀ علینا بالقاء الاصول وعلیکم باستنباط الفروع برای چه آمده است؟!

