اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات

تفاوت بسته بودن مسیر با دشواری سفر و اجازه مدیر

14٬685
فقه

استطاعت حج و جایگاه امنیت راه در تحقق آن، موضوع این گفتار آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. بحث از معنای باز بودن راه و وابستگی استطاعت به سلامت و توان مالی آغاز می‌شود و سپس روایاتی بررسی می‌شوند که بیشتر بر زاد و راحله تأکید دارند. توضیح داده می‌شود که امنیت مسیر، شرطی عرفی و بدیهی است و ذکر آن نباید به شرطی فراتر از امکان واقعی سفر تعبیر شود. از این مبنا، بحث به تفاوت بسته بودن یک مسیر با امکان سفر از مسیر دیگر و آثار نوبت ثبت‌نام، هزینه بیشتر و تهدیدهای اداری می‌رسد. خاطره سفر حج نمایندگان مجلس، زمینه نقد شرط دانستن اجازه مدیر برای استطاعت را فراهم می‌کند. در پایان، با مقایسه غیبت کارمند برای بیماری و سفر، این برداشت نقد می‌شود که هر مانع اداری می‌تواند وجوب حج را از شخص توانمند بردارد.

استطاعت حج و دلیل ذکر نشدن امنیت راه در روایات

توضیحات:

استطاعت حج و جایگاه امنیت راه در تحقق آن، موضوع این گفتار آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. بحث از معنای باز بودن راه و وابستگی استطاعت به سلامت و توان مالی آغاز می‌شود و سپس روایاتی بررسی می‌شوند که بیشتر بر زاد و راحله تأکید دارند. توضیح داده می‌شود که امنیت مسیر، شرطی عرفی و بدیهی است و ذکر آن نباید به شرطی فراتر از امکان واقعی سفر تعبیر شود. از این مبنا، بحث به تفاوت بسته بودن یک مسیر با امکان سفر از مسیر دیگر و آثار نوبت ثبت‌نام، هزینه بیشتر و تهدیدهای اداری می‌رسد. خاطره سفر حج نمایندگان مجلس، زمینه نقد شرط دانستن اجازه مدیر برای استطاعت را فراهم می‌کند. در پایان، با مقایسه غیبت کارمند برای بیماری و سفر، این برداشت نقد می‌شود که هر مانع اداری می‌تواند وجوب حج را از شخص توانمند بردارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۶

4
  • نسبت به تخلیه سرب اگر مسئله از همین مسئله عادی باشد و امام این تخلیه سرب را به نحو صریح بیان بکند راوی می‌گوید این مسئله که دیگر گفتن ندارد هر کسی که بخواهد یك جائی برود خب باید از یک راهی برود.

  • اگر سلطات حکومتی و دولتی مانع بشوند خب این معنا ندارد که فرض کنید انسان بخواهد برود. در قضیه کربلا خب این سلطات ابن زیاد آمده بودند دور کوفه را محاصره کرده بودند و کسی نمی‌توانست خارج بشود با یک لطایف الحیلی افراد می‌توانستند از اینجا خارج شوند و خودشان را به امام برسانند خب آنجا تخلیه سرب نبود یعنی طبعاً راه بسته بود و رفتن به آنجا یا مساوی بود با اسارت یا مساوی بود با کشتن. دیگر برای رسیدن به امام حسین خب انسان چه داعی دارد؟ اگر قرار بر نصرت سیدالشهدا است انسان باید یک راهی پیدا کند، ما که پر نداریم بال بزنیم برویم کربلا!! بالاخره باید همین راه عادی را برویم اگر انسان بداند که قطعا نمی‌تواند حرکت بکند و خلاصه بخواهد برود دیگر طبعاً در این صورت محصور است. یا اینکه نه فاصله اش تا کربلا فاصله ای است که یک ماه طول مي‌کشد خب چه جوری برود یا باید حضرت به او طی‌ّالارض بدهد، با طی‌ّالارض خودش را به کربلا برساند یا اینکه به نحو عادی بخواهد حرکت کند هفته اول که راه نیامده ظهر عاشورا شده و مسائل تمام شده و هنوز فرض کنید سی فرسخی است، پنجاه فرسخی است هنوز صد فرسخ فاصله دارد. خب خیلی ها هم بود از اصحاب که دلشان می‌خواست بروند خب نتوانستند، مدینه بودند، این طرف آن طرف بودند، لعل اینکه اگر در کربلا بودند یا با خود امام حسین علیه السلام بودند، بالاخره مثل خود شهدای کربلا که حضور داشتند، ولی خب برای بعضی نشد، یعنی مسأله اینطور نبود که حالا...- این یك جریانی بوده که قرار بوده به این کیفیت و به این وضع انجام بشود و افرادی هم که خب توانستند، بودند، همراه بودند و خودشان را بتوانند به اصطلاح به این قضیه برسانند- پس در این مساله تخلیه سرب ما می‌بینیم یک مسأله عقلايی است یک مسأله غیر عقلایی نیست لذا امام علیه السلام در این روایات اصلا تخلیه سرب را مطرح نمی‌کند غیر از دو یا سه روایت ما نداریم که حضرت تخلیه سرب را مطرح کنند حضرت می‌فرمایند «الزاد و الراحله» استطاعت چیست؟ یعنی «زاد و راحله» حالا باید بگویند هم زاد داشته باشی هم راحله داشته باشی هم راهت را نبندند، خب راه را نبندد دیگر معنی ندارد. این قضیه احاله به امر عادیست ببینید مسأله بسته بودن راه و مسأله انسداد طریق جای گفتن ندارد که امام این مسأله را بیان کند چرا امام این مطلب را نفرمود؟ به خاطر همین شبهه که اگر یک شخصی می‌بیند که فرض بکنید الان از این طریق برایش راه بسته است ولی از طریق دیگر می‌تواند بیاید، این ذهنیت برایش پیدا نشود که حالا که امام فرمودند تخلیه سرب پس بنابراین بنشین توی خانه ات پايت را هم بینداز روی آن پايت چراکه از ایران نمی‌گذارند برویم!!. خب از ایران نمی‌گذارند بروی بلند شو از یک کشور دیگر برو چون حج واجب است الان، قانون اجازه نمی‌دهد و جلو افراد را می‌گیرند و نمی‌گذارند به مکه بروند، بسیار خب حالا جواب این قانون را خودشان باید بدهند بین خود و بین خدا اما اگر تو می‌توانی از طریق دیگر بروی دیگر در این جا مسأله تخلیه سرب وجود دارد شما نمی‌توانید بگویید که راه بسته است و فرض کنید ده سال دیگر برای ما نوبت می‌افتد، نه، شما که الان مال دارید و می‌توانید از کشور دیگر بروید همین امسال باید بروید همین امسال. تهدید می‌کنند اگر رفتید پاسپورت شما را می‌گیریم، خب بگیرید، حج که بواسطه گرفتن پاسپورت ساقط نمی‌شود، پاسپورت را می‌گیرند، خب بگیرند. تهدید می‌کنند و کردند که شش ماه به زندان می‌اندازیم، خب شش ماه زندان بیاندازید، بنده شنیدم که می‌گویند زندان دارد و تهدید شده که تا چند سال شاید اجازه خروج داده نشود، داده نشود. کسی جلوی حج را نمی‌تواند بگیرد و کسی بخاطر اینکه شش ماه پاسپورتش را می‌گیرند نمی‌تواند حج واجبش را ترک کند و حالا یک نقطه منفی روی پاسپورت و جوازش می‌گذارند به خاطر این نرود. آن واجب است که برود اگر پول دارد ولو صد میلیون خرج بکند باید برود از دور آمریکا و انگلیس و کشور های کفار همه را دور بزند و تا خویش را به مکه برساند. حج واجب است و جلوی وجوب را هیچ احدی در دنیا نمی‌تواند بگیرد بای نحوکان نمی‌تواند کسی جلوی آن را بگيرد و خدا به داد اینهائی برسد که اینها سادّ طریقند، سادّ طریق مردمند از رفتن به سوی حج، و اینها دیگر خودشان باید پاسخگو باشند نسبت به این قضیه، لذا امام علیه السلام اصلا مسأله تخلیه سرب را مطرح نمی‌کند چرا نمی‌کند؟ چون این مطلب عادی است.

/