
استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟
نقش اهمیت عبادت در فهم توانایی مکلف
استطاعت حج در این گفتار با توجه به روایات و معنای عرفی توانایی بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از روایتی آغاز میکند که حج را حتی با پیادهروی بخشی از راه واجب میداند و برداشت استحبابی از آن را نقد میکند. سپس توضیح میدهد که ذکر زاد، مرکب، سلامت و امنیت راه در روایات، چگونه میتواند بیان مقدمات عقلایی سفر باشد. در ادامه، تفاوت شرایط استطاعت پیش از فوت حج واجب و پس از آن مطرح میشود و مقایسه با جهاد، نقش توان حرکت را روشن میکند. نمونه حج پیاده و حکم حضور در نماز جمعه، بحث را به تحمل مشقت برای عبادت پیوند میزند. در پایان، اهمیت عبادت و هدف تکامل معنوی در فهم عرفی استطاعت برجسته میشود تا روشن شود چرا پیشفرضهای رایج درباره راحتی سفر، همیشه معیار مناسبی برای تفسیر حکم نیستند.
استطاعت حج، آیا داشتن مرکب همیشه شرط است؟
توضیحات:
استطاعت حج در این گفتار با توجه به روایات و معنای عرفی توانایی بررسی میشود. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی بحث را از روایتی آغاز میکند که حج را حتی با پیادهروی بخشی از راه واجب میداند و برداشت استحبابی از آن را نقد میکند. سپس توضیح میدهد که ذکر زاد، مرکب، سلامت و امنیت راه در روایات، چگونه میتواند بیان مقدمات عقلایی سفر باشد. در ادامه، تفاوت شرایط استطاعت پیش از فوت حج واجب و پس از آن مطرح میشود و مقایسه با جهاد، نقش توان حرکت را روشن میکند. نمونه حج پیاده و حکم حضور در نماز جمعه، بحث را به تحمل مشقت برای عبادت پیوند میزند. در پایان، اهمیت عبادت و هدف تکامل معنوی در فهم عرفی استطاعت برجسته میشود تا روشن شود چرا پیشفرضهای رایج درباره راحتی سفر، همیشه معیار مناسبی برای تفسیر حکم نیستند.
جلسه ۸
6یا نه اگر نماز جمعه واجب است طبق نص روایت باید ماشیا حرکت کنی. دو فرسخ پیاده بیا طوریت نیست اگر میتوانی پیاده بیا اگر نه، اگر نمی توانی آن وجوب ساقط است ولی وقتی که میتوانی باید بیائی این دو فرسخ را بیائی و این دو فرسخ را هم برگردی تا یازده کیلومتر بیائی یازده کیلومتر بیست و دو کیلومتر باید پیاده بیائی، برایت یک ورزش خوبی هم هست!! این کار را بایست انجام بدهی چرا چون صلاى جمعه اهتمامش اقتضا میکند که به این کیفیت باشد حالا اگر شما این را به عرف عرضه بدارید عرف میگوید نه یك همچین قضیه ای نیست یك همچین مسئله ای نیست، یك شخصی بیايد برای یک نماز بخواهد بیايد فرض کنید این مسافت را بخواهد طی بکند، اما اگر شما بیائید برای عرف اهمیت نماز جمعه را بیان کنید کسی که به نماز جمعه برود تمام گناهان او که از هفته قبل نماز جمعه تا این هفته است همه گناهان او پاک میشود مگر آدم خره که نرود؟ این که ما مسامحه میکنیم بخاطر این است که در تفکر ما ایراد و اشکال وجود دارد. اهتمام به تکامل در ما وجود ندارد اهتمام به خروج از ذنوب و گناهان در ما وجود ندارد. اهتمام به رشد و خروج از نفسانیات در ما وجود ندارد اگر اهتمام به این مسئله وجود داشت، اگر اهمیت این عبادت برای ما محرز شده بود، دو فرسخ که هیچی چهار فرسخ هم پیاده میرفتیم، چهار فرسخ پیاده میرفتیم مگر الان افراد نمی روند. در عرفات وقتی که شخص ببیند که ماشین او را نمی تواند به مشعر برساند، همینطوری در عرفات میماند؟ یا نه راه میافتد میرود؟ چرا؟ نرود حجش باطل است، چون حجش باطل است، میگوید پیاده تا مشعر را میروم حالا راهی نیست، البته هفت هشت کیلومتر بیشتر نیست میگويد پیاده تا مشعر را میروم، نروم حجم باطل است، این همه خرج کردم این همه در اینجا مصیبت کشیدم از زن و بچه دور شدم پدرم در آمده حالا عیب ندارد بگذار این هفت هشت کیلومتر را پیاده بروم اینجا مسئله را چی میفهمد وقتی میفهمد عرف میگوید باید بروی، پس بنابراین بسیاری از قضاوت هائی که ما میکنیم بخاطر ارتکازات غیر متعارف و غیر عقلانیه عرفیه است یعنی ارتکازاتی است که برخلاف واقع در ذهن قرارگرفته است.
