جلسه ۱۲
12و امّا ما نقول به فی هذا الموضع: کسی که نذر میکند که مشیاً انجام بدهد، به مفاد وجوب متابعت از نذر باید حج را انجام بدهد. اما چه دلیلی داریم که حجة الاسلام است یعنی روایت میفرماید که کسی که مَن نَذَرَ مَشیاً، این حج، حجة الاسلام محسوب میشود. وقتی که حجة الاسلام حساب میشود حجة الاسلامی که شرط استطاعت را ندارد چطور در این جا مقبول است؟ پس معلوم میشود که رکوب شرط برای استطاعت نیست و آنچه که شرط برای استطاعت است طاقت بر حرکت است، إما بالرکوب و إما بالمشی؛ این هم نحوه چهارم استدلال بر این کیفیت.
البته نسبت به این مسأله با دو یا سه طریق دیگر وجود دارد که باز در آن جا مشی را میشود کافی در شرط استطاعت برای حج به حساب آورد، منتهی ما آن نحوه استدلالش را بر بحث راجع به زاد موکول میکنیم چون هنوز «زاد» را در این جا مطرح نکردیم در آن جا مسأله مشی را که مربوط به زاد هم خواهد شد در آن جا باز بیان میکنیم.
پس با این مطالبی که در این جا ذکر شد روایت اول: روایتی است که در آن صریحا مشی را بعنوان حجة الاسلام واجب میداند، روایات دوم: روایاتی که رکوب و مشی را واجب میداند در صورت عدم استطاعت بر راحله روایات سوم: روایت «ما عُبد اللَه بشئ افضل من المشی» روایات دسته چهارم: روایاتی که نذر را نسبت به مشی مکفی میداند. از همه اینها استفاده میکنیم که رکوب شرط برای استطاعت نیست و آن چه که شرط برای استطاعت است فقط طاقت بر حرکت است، إما بالرکوب و إما بالمشی؛ پس کسی که میتواند حج را ماشیا انجام بدهد ولی فقیر است و نمیتواند تحصیل راحله بکند واجب است که حجة الاسلام را مشیاً انجام بدهد. این مطلب تا این جا تمام شد و ان شاء اللَه فردا بحث زاد را مطرح میکنیم.

