جلسه ۲۹
10خوب حالا با توجه به اين مساله در مورد استطاعت بايد ببينيد وقتي كه استطاعت، يك شرط براي واجب شد، يا شرط براي وجوب شد، البته در مباحث گذشته، مساله به اين نحو شد كه اين استطاعت شرط واجب است نه شرط براي وجوب، يعني شارع در اينجا مسئله وجوب حج و الزام را متوقف بر حصول استطاعت نكرده است به اين عنوان كه هروقت استطاعت حاصل شد آن وقت اصل وجوب حج بر ذمه مكلف می آيد به اين نحو نيست يا اينكه نه، شما ممکن است بگوييد به اين نحو باشد هنوز كه ما وارد بحثش نشديم كه آيا اصل استطاعتي كه ميفرمايد… وَ لِلّٰهِ عَلَى اَلنّٰاسِ حِجُّ اَلْبَيْتِ مَنِ اِسْتَطٰاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً ... ﴿آلعمران، 97﴾ اين استطاعت شرط براي وجوب است كه قبل از حصول استطاعت، اصلا واجب نيست از آن طرف انسان ميتواند رفع استطاعت بكند فرض كنيد زندگي خودش را به نحوي قرار بدهد كه هيچ وقت مستطيع نشود، فقط به مقدار قوت لا يموت به همان مقدار تحصيل قوت براي خود و عيالش بكند حتي يك ريال هم اضافه نداشته باشد صدسال هم بگذرد ميگويد استطاعت بر من حاصل نشده است، چطور اینکه در مورد خمس تحصيل نصاب تكليف براي مكلّف نيست در استطاعت هم تكليف نيست ميتواند اين را تحصيل نكند اين ميشود شرط براي وجوب، يا اينكه نه اصل حج و وجوبش به عنوان وجوب مطلق است وقتي كه وجوبش، وجوب مطلق شد اين شخص بايد اين وجوب را اتيان كند مشروط به استطاعت يعني بايد استطاعت در اين جا حاصل بشود تا اينكه آن حج را اتيان بكند، اين شرط استطاعت آيا تحصيلش در اختيار مكلف است؟ يا اينكه نه مكلف ملزم به تحصيل او است؟
صحبت در اين است كه مكلف ملزم است، فرض كنيد، مثل از باب مقدمه واجب كه مولي ميگويد اكرم زيدا لیلة الجمعه خوب اكرام زيد چه ميخواهد؟ اكرام زيد كار ميخواهد، بايد برود کدو، بادمجان و سيب و ميوه بخرد اكرام مجاني كه نميشود خشك و خالي بيايد بنشيند بگويد خواستيم شما را در اينجا بياوريم و از مجالست با حضرتعالي بهره مند شويم و فرض كنيد كه از نورايت مجلس بهرهمند بشويم، طرف ميگويد برو بابا گرسنهمان است، برو يك چيزي بياور، اين كه اكرام نشد كدام پيغمبر و امامي اينطوري ضیوف خودش را اكرام كرد؟ چطور به ما كه رسيد حضرتعالي نورانيتت گرفته؟ آيا اگر حليلة جليلة كريمه، در كنارت بود ميگفت: گرسنهام، ميگفتي: يك مقدار به ما نگاه كن كه از نورانيّت ما بهرهمند بشوي؟ می گفت، نورانيّت مال خودت، فرض كنيد كه شكم گرسنه ما را سير كن!

