جلسه ۳۱
11ببينيد يك آقا خودش را مجتهد ميداند آن وقت چطور صلاة جمعه را كه واجب است با اين كيفيت و با اين دليل پوچ و پفكي كه بچه پنج ساله هم نميرود پنج ریال بدهد بخرد، با اين دليل ميآيد و يك نماز را از وجوب برميدارد و ساقط ميكند!! اين بخاطر تاكيد است يعني وقتي كه شارع ميگويد كسي كه حج انجام نداده است ومستطيع باشد يقال له عندالموت، مت یهودیاً او نصرانیاً، این ميخواهد اين را بگويد كه آقايي كه فتوا ميدهي در رساله عمليهات كه (نيازي نيست شما خودت تحصيل استطاعت بكني) بدان كه مساله حج آنقدر مهم است كه اصلا عدم اتيان حج تو را از شريعت رسول اللَه صلی اللَه علیه وآله خارج ميكند، اين است قضيه مُت يهودیاً او نصرانيا ميداني يعني چه؟ يعني مساله حج براي كسي كه مستطيع است حالا در مساله استطاعت اين جا بگوييم كه استطاعت چي است كه آيا مُتفاهَمي از استطاعت...، مساله حج آنقدر وجوب دارد و آنقدر الزام دارد كه عدم اتيان به او تو را از شريعت رسولاللَه صلی اللَه علیه وآله خارج ميكند و به تو ميگويند مُت يهودياً تو مسلمان نبودي؟ اصلاً كي گفته تو مسلماني؟ تو يهودي هستي، ميخواهي يهوديت را انتخاب کن ميخواهي نصرانيت را، چون در آنجا حجي وجود ندارد در نصرانیت و یهودیت حج نبوده، البته يك چيز داریم که حضرت موسي به مكه آمد و طواف كرده واحرام بست یک چیزهایی ازآن زمانها در ذهنم هست اين مسأله،مسأله است، كه مجتهد در مقام اجتهاد كيفيت تعابيري را كه آورده در اين جا بفهمد آيه قرآن ميفرمايد و لله علي الناس بر عهده مردم است كه حج بجا بياورند من استطاع اليه سبيلا هركي ميتواند حج را برود غير از اين است؟ خب يعني چي؟ اين حج الان، صرف نظر از روايات، ما الان به روايات كاري نداريم اگر كسي به شما بگويد اگر ميتوانيد شما حج برويد واجب است حج برويد حج ميشود واجب مطلق يا ميشود مشروط؟ ديگر خودتان راجع به اين قضيه فكر كنيد كه اين آيه لوخلی و طبعه، در آن نظره ابتدائي و نظره بدوي اين چه وجوبي را به ما القاء ميكند وجوب اطلاقيِ نسبت به حج را يا وجوبِ مشروط را ؟ این باشد تا انشاءاللَه فردا.

