جلسه ۳۱
6تشكيك كردن كاري ندارد راه دارد، دوباره من تشكيك كنم يك عده جواب بدهند، همين كه همه جواب ها داده شد و هزارها كيلو کاغذ صرف شد، دوباره يك چيز ديگر ميگويد، مگر درست است اين كار؟ مگر صحيح است؟ آدم همتش اين باشد كه هي بيايد احتمال ايجاد كند هي شك ايجاد كند، بنده الان يك شک ايجاد ميكنم، آقاي فلان یعنی همين آقايی كه اين حرفها را زده اصلاً ميگويم كي گفته تو بچه باباتي؟ بفرما جواب بده، نه ديگه جواب بده، اصلاً كي گفته؟ كسي ديده تو از بابات درآمدی؟ تشكيك است دیگر، خب اشكال دارد؟ نه، بيا اثبات كن برو ادارۀ ثبت، مادرت را بياور، خاله ات را بياور، هر كي آن دور و بر بوده، هر كي ديده، با همین دو چشم، تازه من ميگويم شاید آنها كه ديدند خواب دیده اند تشكيك است دیگر، شايد در آن شب مسأله جور ديگري اتفاق افتاده! آخر نه خيلي قباحت دارد يك آدم و اين قدر بيشرم وبی حيايي که بيايد به پیغمبرصلي اللَه عليه وآله اين حرفها را بزند! همين طور می نشیند در آنجا در خارج از کشور كه نه زوري بالاي سرش هست و نه كسي دستش بهش ميرسد، آن هم توي يك كشور كفر، بلند شود هرچي از دهنش دربيايد بگوييد، این کار غلط است، اصلاً بنده در اصلِ نسبِ ايشان شك ميكنم حالا بيا درستش كن، خب تشكيك، تشكيك است ديگر، من اين كار را ميكنم، همه ميتوانند اين كار را بكنند اين كه هنر نيست، آدم بلند شود بجاي اين كه هزارتا استفاده ، استفادۀ علمي را كردي خب تمام شد ديگر پرونده را ببند ديگر هيچي ازتو در نميآيد!! چرا آدم اين كارها را انجام بدهد چرا اينطور صحبت بكند و مردم را اين قسم منحرف بكند؟ يك سنگ ديوانه مياندازد توي چاه هزار تا عاقل بايد فكر كنند كه چطوري درش بياورند.

