جلسه ۳۱
7علي كل حال ما در مسالۀ اجماعي كه صحبت كرديم توي اين مساله چيز نيستيم مسأله اجماع، ولي آن نهاد ارتكازي، آن چيزي كه مرتكز است، منظور آن مساله است كه همان باعث شده كه نسبت به اين قضيه و نسبت به اين مساله شما تعريفهاي مختلفي بیاورید آن نهاد ارتكازي، در اذهان فقها آن چيست؟ آن عبارت از اين است كه اگر مولي يك امري را منوط كند به وجود خارجي آن شيء، اين امر نسبت به آن ميشود مشروط، اين يك چيزي است كه مرتکز همه است، حالا براي اين مسأله، اگر منوط نكند مولي اين مطلب را نسبت به او مطلق بگويد و صحبتي از او نكند و در كلامش تعبیری را كه ميآورد اين را بايد خيلي دقت كنيد رفقا در مقام استنباط و در مقام اجتهاد به اين نكته بايد دقت كنند كه اولين نكته در اجتهاد پرداختن به كيفيت تعبیری است كه امام عليهالسلام آورده است از اوامر و از نواهي، كه اين امر و اين نهي و اين واجب و اين حرام يا مكروه و مستحب اين با چه تعبیری از امام عليهالسلام صادر شده است؟ و اين راوي البته ما كه در زمان امام عليه السلام نبوديم كه ببينيم امام عليه السلام به چه نحو اين مطلب را فرموده، آنچه را كه ارتباط بين ما و بين امام است همين راوي است البته اين مطلب هست كه رواتي كه در اينجا هستند اين روات، بنابر آن ميزان علم و معرفتشان در تعابير سعی داشتند كه عين آن تعابير را بياورند و خيلي بايد انسان نسبت به اين مساله توجه كند، بسياري از فتاواي خلاف صد در صد كه الان نسبت به مواقع مختلف وجود دارد ودر زمان سابق نه اينكه فقط الان، به جهت عدم فهم اين مطلب است كه يك مجتهد وقتي به كتب روايي ميخواهد مراجعه كند، آن نحوۀ بيان و آن كيفيت تعبيرِ راوي را و آن خصوصيات و مقارنات حاليه و قرائن مقاميه و حالیه و مقالیه را و اينها را در نظر نميگيرد، فقط يك متن خالي و ظاهر از يك روايت ميبيند و طبق همان متن برميدارد فتوا ميدهد در حالتي كه ممكن است فتوا مسأله غير از اين باشد.

