جلسه ۳۲
7اما صحبت ما در باب قدرت در تقابل سلب و ايجاب نيست آنچه را كه فقهاء آمدند و قدرت را جزو شرايط وجودي مامور به و مكلف به و تكليف گرفتند، آن تقابل سلب و ايجاب است يعني نسبت به مكلف به آن قدرت اين نسبت ، نسبت مشروط است، ممكن است مكلف قادر براتیان فعل باشد مثل اين كه فقط زوال شده است و اين شخص هم مستطيع از طهارت هم هست و مستطيع از صلاة هم هست اصلا كاري به طهارت نداريم نسبت به خود صلاةﺓ كار داريم وقتي كه زوال ميشود، در اين جا صلاة واجب است منتهي قبل البلوغ، نه، نسبت به قبل البلوغ واجب، واجب مشروط است قبل از زوال و قبل از بلوغ هردوي اين ها در تحصيل قدرت و عدم اين ها در عجز و عدم تحصيل قدرت علي السواء هستند يعني چطور اين كه قبل از بلوغ تعلق تکلیف نميگيرد به غيربالغ، قبل از زوال هم تعلق تکلیف نميگيرد به شخصي كه بالغ و مكلّف است هردوي اين ها شرط قدرت هستند يعني هم زوال شرط براي وجوب صلاةﺓ است و هم بلوغ شرط براي اصل تكليف و شرط صلاةﺓ است و كذلك الاستطاعه كه استطاعت قبل از حصول، موجب وجوب حج نيست بعد الاستطاعه حج واجب ميشود پس استطاعت شرط وجودي براي محقق شدن خود حج ميشود.
صحبت ما در اين مساله به اتصاف قدرت و عدم قدرت به عنوان سلب و ايجاب نيست، صحبت ما به اتصاف به عدم وملكه است ما در بحث قدرت در مباحث فلسفي يا مباحث منطقي بحث نميكنيم كه در اين جا شما بيائيد و قدرت را شرط براي اين وجود بدانيد يا شرط براي واجب بدانيد كه در آنجا در شرط وجوب ،واجب مي شود واجب مشروط در این جا ميشود واجب مطلق و بحث قدرت در باب تكليف در ظرف تشريع است نه در ظرف تکوین، وقتي كه يك فقيه به تكاليف نگاه ميكند واجب را نسبت به شرايط مقترن با خود و مقارن با خود به دو صورت آن واجب را ميتواند لحاظ كند، آيا آن شرايط بعد از تعلق تكليف براي مكلف حاصل است؟ يا آن شرايط بعد از تكليف حاصل نيست؟ قبل از اين كه تكليف تعلق بگيرد در آن بچهاي كه هنوز بالغ نشده است در آنجا اصلا بحث از قدرت و عجز، بحثِ لَغوي خواهد بود چون بحث اصلا بحث عدم و ملكه است نه سلب و ايجاب، دقت كنيد بزنگاه مساله اين جاست اين جا را بايد خیلی روي آن فكر كنيم.

