جلسه ۳۲
9بنده ديدم كه بعضيها آمده بودند در يك مجلس، جشن عقدي بود كه بعضي از اين آقايان و علما تهران كه الان فوت كردند، بنده در آنجا شاهد بودم و با همين دو چشم خودم ديدم كه اينها شب نماز مغرب و عشاء را نخواندند و قطعاً اگر ميرفتند به منزل حداقل نماز مغربشان قضاء شده بود اين را بنده با چشم خودم ديدم، البته در آن مجلس مرحوم پدر ما رفتند در اول مغرب رفتند و ما هم رفتيم آن پشت نماز مغرب و عشاء را خوانديم و بعد وقتي از اينها سوال می شود چرا اول وقت نماز نخواندي؟ مي گويند آقا مهمانند! مهمان آمده! اكرام مهمان لازم است! اكرام مهمان لازم است و اقامه نماز لازم نيست؟! اين هيچ ارزشي ندارد كه نماز فوت بشود، درست شد حالا آنجا حاليمان ميكنند آن طرف حاليمان ميكنند كه چه لازم بود، اين را بنده با چشم خودم ديدم و البته تكرار هم شد منتهي در دفعه دومش که یک مجلس دیگری بودم به قضا نرسيد ولي حدود ساعت يازده نماز مغرب را رفتند خواندند، ائمه جماعات!! كه براي مردم دين رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله را تبليغ ميكنند و اول الوقت رضواناللَه را ميگويند وآخرالوقت غفران اللَه را ميگويند. آن وقت اين مساله اين طور است حالا بدانید که بالاخره دين بايد دست كي باشد بالاخره ما گاهي اوقات از اين شيطانيها ميكنم.
شارع ميگويد باید ببينيد كه آيا رفتن به لب آنجا ارزش دارد يا ندارد؟ اين ديگر به عهده من نيست پس شارع حكم به تحصيل طهارت نميكند، حكم به لباس كه نميكند، حكم به استقبال مجدد با اوامر مجدده و مستأنفه ندارد اين چیست؟ در اختيار است و چيزي كه در اختيار است نياز به حكم مجدد ندارد آن چيزي كه در اختيار نيست، آن را شارع بايد تذكر بدهد، آن چيست؟ آن زوال است آن موقع غروب شمس است آن موقع فجر است آن موقع دخول شهر رمضان است آن در اختيار مكلف نيست ولي آني كه در اختيار مكلف است، آن نياز به امر مجدد ندارد

