جلسه ۴۰
9این قضیه درست مثل صلوه عند الزوال است، شما فرض كنيد يقين داريد كه اگر بخواهيد اين مسافرت را بكنيد، نمازتان قضا خواهد شد اين مسافرت ميشود حرام، سفر ميشود حرام، گرچه ميدانيد اين مساله در روز دوشنبه آينده اتفاق ميافتد ولي از الان تكليف براي وجوب صلاه بالنسبه به صلاه ظهر دوشنبه الان متوجه شما است از الان متوجه من است منتهي شما ميگويد موت وحیات كه دست ما نيست از كجا بفهميم، تا وقتي كه زنده هستيد من الان نميدانم تا فردا زنده هستم بسیار خب، پس از الان تا فردا تمام نمازها واجب است مولا الان در اين جا ميگويد يجب عليك الاكرام عند الزوال يك، دوم يجب عليك اكرام عمروٍ عندالمغرب، سه يجب عليك اكرام خالد عند الصبح چه فرقي بين اين سه تا هست؟ همه اين سه تا به يك نحو، يك حكم تكليفي متوجه من ميكند و خب اكرام فرق ميكند اين ميشود اكرام زيد عند الزوال يك اكرام است، اكرام امر عند المغرب، اكرام خالد عند الفتوح، هركدام از اين ها وقت خاص خودش را دارد ولی حكمي كه متوجه من است يكي است، من از الان با اين كه هنوز صبح نيامده من ميتوانم بگوييم شايد تا فردا بميرم تو از كجا ميگويي فرض كنيد می گوید تو بميري يك حرف ديگر است ما بحث را در نمردن تو ميگذاریم متفاهم عرفي ما در زنده بودن است نه در مردن، اگر تا فردا مردي عصيان نكردي، ولي اگر تا فردا زنده بودي چون فرض بر وجود تو است و فرض وجود در اين جا هست از الان بايد در پي تدارك يك، مقدمات، دو رفع موانع تا فردا صبح بروي، يعني نه تنها ظهر و شب و صبح پشت سر هم را از الان بايد بروي براي فردا صبح چون دكان ها بسته هستند كره و پنير را بايد فردا صبح بگيري نگويي هنوز صبح نيامده غیر از این است، شما اين را نميفهميد در متفاهم عرفی، اين را ما نميفهميم خب ميفهميم ديگر اگر ما بدانيم يك ساعت ديگر دكانها ميبندند مولا هم امر كرده براي وجوب اكرام در صبح از الان نبايد كره و پنير بگيريم الان چه ربطي به فردا صبح دارد، فوقش حالا بخواهيم شب ساعت ده ميرويم بعد از اينكه اكرام ظهر را كرديم اكرام مغرب هم كرديم تازه اكرام وجوب آن موقع تعلق پيدا ميكند، ميگويد نه الان بايد بروي براي فردا صبح پنير را بگيري يا اينكه كلهپاچه انشاءلله اگر ما را دعوت كرديد، از الان بايد برويد دنبالش نه آن موقع ساعت ده، چون اكرام، اكرامِ اطلاقي است صحبت ما اين است خیال می کنم این مسأله برای رفقا روشن شد.

