جلسه ۴۱
11تلميذ: ملاکی که شما فرمودید اگر اختیاری باشد آن ملاک به نظر می آید در خیلی جاها مصادرۀ به مطلوب باشد، در واقع ما اصلاً مشکلمان این است اگر مشروط بود...
استاد: اين مساله حل ميشود با كيفيت لسان دليل، كه من مساله استطاعت را همين الان براي شما مطرح ميكنم ، در مواردي كه مسكوت و ما شك داريم، بايد تمسك به اصل بكنيم هنوز نيامديم، مساله به آنجا نرسيده، حالا اگر نه ما از خود روايت و دليل فهميديم، فرض كنيد لله علي الناس حج البيت بر عهده مردم است از ناحيه خدا كه اتيان حج را بكنند و حج را بجا بياورند اين را وقتي كه در متفاهم عرفي، مولا به بنده القا بكند عرف از اين چه را ميفهمد؟ ميفهمد كه حج را بايد انجام بدهد واجب واجب مطلق، لله علي الناس پاشو سوار ماشين شو برو مكه، پولت را جمع كن برو مكه، مثل اين كه فرض كنيد ميگويد لله علي الناس صلاه، اگر بگويد الان واجب است كه شما تهران برويد، مينشينيد فكر ميكنيد كه رفتن به تهران مطلق یا مشروط است خوب بايد برويم عرف از اين چي ميفهمد؟ پاشيم برويم تهران تا بلند شويم برويم تا منزل هم خيلي فرق ميكند برويم منزل يك ماشين مي گيريم صدتومان البته الان هزارتومان بيشتر ميشود ما راهمان دور است صدتومان سابق تر از این بود بعد فرض كنيد هزارتومان بدهیم به تاكسي ما را ببرد به منزل اما وقتي كه ميخواهيم برويم تهران بايد پنج هزار تومان بدهيم، حالا كه شارع گفته بايد بروي تهران بايد بنشينم پنج هزار تومان بدست بياورم از اين سقف سوراخ بشود بيفتد پايين يك ماه دوماه سه ماه آن وقت بنده بروم يا نه؟ دست بكن توي جيب بايد بروي نداري، قرض كن بروي نداري از اهل بيت مكرمه می گویی پول داری ،می گوید بله، می خواهی چه کار کنی؟ ميگويي پنج تومان بده بروم تهران و بر می گردم، انشاء اللَه عند القدره و الاستطاعه، به شما بدهم يا اگر هم ندي خلاصه خبري نيست آن هم ميگويد بابا بخشيدم هرچه بخواهي می بخشيدم و ساير مسائل هم بخواهی هرچي دارم به تو ميدهم.

