جلسه ۴۱
12اين كه شارع گفته بايد بروي، نگفته اين پول را از كجا بياور، نگفته برو قرض كن یا كار كن، خيار و كوچه فرنگي بفروش ، گفته تو واجب است بروي تهران، بقيهاش به عهده خودت است، اين را هم فرموده: لله علي الناس حج البيت بايد انجام بدهم، اگر من استطاع را نگويد قبل از اين عرف چي ميفهمد؟ بايد بلند شود برود متوقف بر مقدمات وجوديه که عبارت است از تخلیۀ سرب و صحت و اين ها همه آنهايي كه صحبتش قبلا شده است عرف اين را ميفهمد حالا اگر بگويد من استطاع اليه سبيلا هركسي كه ميتواند بايد برود مساله فرقي نكرد خوب اگر ميگفت و نميگفت چه فرقي ميكرد چه تفاوتي داشت؟
تلميذ: اگر بگوید من استطاع اول الکلام می شود وللهّ علی الناس حج البیت من استطاع اتفاقاً مرحوم کرکی به نظرم می گوید مشروط جایی است که آن شرط ذکر شده باشد عند الدلیل.
استاد: اتفاقاً اين مساله اين طور نيست كه مشروط به اين شده در بعضي موارد شارع و مولا براي دفع دخل و براي حصر مساله شرطي را ميآورد؛ اگر ميفرمود: لله علي الناس حج البيت مطلقا آن وقت بنده ميبايست با هزارتا مرض هم ميرفتم خيال ميكردم حج مثل صلاه است ولو شده متسکعاً هم حج را انجام ميدهم؛ مثل كسي كه حج بر او مستقر بشود و بعد كوتاهي كند و حج از او فوت بشود واجب است سال بعد متسکعاً، باي نحو كان، ولو در حال مرض ولو در حال شديدترين قرض، به هر كيفيتي شده غير از مرگ بايد برود حج را انجام بدهد، اين حكمي است كه شارع به عنوان توبيخ براي اين وضع كرده است اگر شارع من استطاع الیه سبيلا را نميگفت من خيال ميكردم حج هم مثل الصلاه لا يترك بحال است، چه تفاوتي ميكند؟ آمده من استطاع را گفته ، گفته يك مقدار توسعه دادم هر كي ميتواند اين نيست كه تو پياده هم بروي، اين نيست كه خودت را به هر درد و مرض بيندازي براي اين آمده گفته لذا مطلب ايشان جاي صحبت و تامل دارد؛ اين كه ميفرمايد: لله علي الناس من استطاع اين را شما به عرف عرضه كنيد خودتان را از اين فضاي بحث و نقد و انتقاد بيرون بياوريد به عرف عرضه کنید، آقا اگر ميتواني برو مكه اين چي ميفهمد؟ ميفهمد بايد برود دنبالش، بله، ميتواند، خر دارد ماشين دارد ميرود پول دارد ميرود ندارد بايد قرض كند كار كند چرا؟ گفته واجب است اگر ميتواني، نميگويد اين گفته اگر می توانی ولش كن، اين ولش كن را ما فقها در آورديم، خدا درنياورده مردم اين ولش كن را درنياوردند ما فقها نشستيم اين مسائل را پيچانديم اين طوري و آنطوري كرديم گفتيم پس ولش كن و لذا اگر مقدمات هم بخواهد پيدا بشود به مردم عوام دستور ميدهيم ميتواني جلوي مقدمات را هم بگيري!! وقتي گرفتي خوب شرط در اين جا انجام نشده!! آيا اين با عقل جور درميآيد؟ با عرف متفاهم عرف ميسازد؟

