جلسه ۴۸
14این میشود قضیه شخصیه همین قضیه راجع به رسول خدا و امام معصوم علیهم السلام است یعنی آیه قرآن صریحا میگوید آن جریان حضرت خضر این جریان مربوط به پیغمبر علیه السلام است هیچ تفاوتی ندارد اگر او مرتبط با خدا بود پیغمبر علیه السلام بالاتر است اگر او اطلاع بر موانع داشت پیغمبر علیه السلام که خاتم انبیاء است، مساله بالاتر است اگر آن بواسطه اراده الهی انجام میداد بواسطه اراده الهی در جای دیگر هم انجام میدهد میگوید: فَلاٰ وَ رَبِّكَ لاٰ يُؤْمِنُونَ حَتّٰى يُحَكِّمُوكَ فِيمٰا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاٰ يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمّٰا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيماً ﴿النساء، 65﴾ این هم چی؟ یعنی همین یعنی وقتی که تو داری دعوا میکنی اگر رسول خدا علیه السلام آمد برخلافت حکم کرد آیا این حکم نمیشود برخلاف نظر تو باشد.
شما واقعا بینکم و بیناللَه خودتان را محق میدانید از این دو حال خارج نیست اگر محق ندانم پس چرا ناراحت میشوم پس این که ناراحت میشود یسلموا تسلیما مال آن مواردی است که من خودم را محق میدانم محق میدانم و خدا میگوید نباید بدانی اگر ندانم که آیه معنا ندارد پس ما کان لمؤن و لمؤمنه اذا قضی اللَه و رسوله دیگر معنا ندارد وقتی که دو نفر میروند پیش پیغمبر علیه السلام و یکی ادعا میکند او مالم را برده پیغمبر علیه السلام میگوید مالش را بده واقعا بینه و بین اللَه در نفسش مساله نفس است مساله خارج که نیست در نفس خودش این خودش را محق میداند با این که محق میداند نمیگوید پیغمبر چرا حکم به جور کردی یا رسول اللَه من که محق هستم آیه قرآن میگوید حق نداری این حق نداری مال چی است؟ مال قضیه خضر است دخترت را باید به او بدهی یا رسول اللَه این اجازه پدر شرط است و من مجاز نیستم غلط میکنی وقتی که من میگوییم تو حق نداری بگویی نه دختر باید ازدواج کند شرط اصلی در تزویج رضایت است اگر ندهد اصلا عقد باطل است حق ندارد باید زنت را طلاق بدهی میگویند آه مگر امام میتواند زن او را را طلاق بدهد دیدید گفتم پس خود آیه قرآن میگوید میتواند زنت را طلاق بدهد امام میتواند زنت را به ازدواجت دربیاورد میتواند پولت را بگیرد و به کس دیگر بدهد همه این ها طبق آیه قرآن برای پیغمبر و برای امام معصوم علیهم السلام ثابت است و این قضیه، قضیه شخصیّه است در قضیه شخصیّهای که ملاک حکم مثل قضیه حقیقیه برای مجتهد مشخص نیست.

