اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۵۰

0
فقه

واجب مطلق و مشروط - قضایای حقیقیه و خارجیه نزد مرحوم نایینی (6) - 29-01-1430

نسخه عربی

جلسه ۵۰

10
  • پس بنابراين مولا مي‌تواند موضوع را به دو نحو تصور كند يك نحو شرايطي كه موجب تحصل موضوع مي‌شوند بالفعل باشند پس بنابراين، اين ديگر نيازي به اين مساله ندارد خود اصل موضوع در نظر مولا با اين شرايط در آنجا مفهوم و ماهيت خودش را پيدا مي‌كند طبعا حكم هم رويش مي‌رود چه اين موضوع فعلي باشد يا مقدر باشد. 

  • گاهي مولا مي‌گويد نه من موضوعي را هم جداي از يك موضوع ديگر، مولا هستم و زور دارم يك موضوع ديگري را هم مي‌توانم متعلق حكم قرار بدهم گرچه شرطش نباشد مي‌گوئيم مگر مي‌شود مولا موضوع بدون شرط بگويد؟ مي‌گويد بله شرط متاخر را هم من مي‌توانم بعنوان متمم موضوع وماهيت و طبيعت و مفهوم و آن شرط متاخر مي‌توان لحاظ كنم.

  • پس دو موضوع را مولا در نظر مي‌گيرد در قضاياي حقيقيه يك موضوعي كه شرايط آن بالفعل محقق باشد مثل ازدواج بالفعل محقق باشد نه اين كه الان باشد يعني با تمام شرايطش چه مقدر و چه فعلي وجود خارجي داشته باشد مرئه‌اي است رضايت دارد براي ازدواج مرد آن مرد هم رضايت دارد خب شرايط محقق است چيزي هم كم ندارد مهر را تعيين مي‌كنند و يا علي و بعد هم تمام. 

  • يك موضوعي را هم مولا درنظر مي‌گيرد مي‌گويد نه مرئه‌اي را كه ولو نسبت به زوج اين جاهله است. ت تأنيث دارد يا اين كه رجل نسبت به مرأﺓ جاهل است.

  • چيزهايي آدم مي‌شنود خنده‌اش مي‌گيرد مثلا خيلي اتفاق افتاده در آن تدليس و فلان كه اين كه مي‌گويند تدليس ماشِطِه حرام است و اين ها يك قضيه‌اي ما شنيده بوديم كه يكي رفته بود براي خواستگاري شخصي خب شرط براي اين تحقق موضوع، رضايت مرد است هم رضايت مرد هم رضايت زن نسبت به اين زواج، خب رضايت هم بايستي با بصيرت و معرفت و علم باشد طرفين همديگر را ببينند و از خصوصيات هم مطلع بشوند حالا خصوصيات ظاهر، بقيه‌اش باشد براي بعد، همين شكل و شمايل و ادب و اخلاق و وضعيت اين حداقل چيزي است كه براي رفع ابهام كفايت مي‌كند البته در مساله زواج يك مقدار مطلب بالاتر از اين است و حتي صحبت‌هاي مكرر و اين ها تا آن مقداري كه رفع ابهام واقعي باشد و... آنها مجاز است. تا وقتي كه موجب براي رفع ابهام بشود نه اين كه فقط همين يك ديدن باشد و اين هم چادرش تا جلوي چشمش باشد و چهره اش پيدا نباشد، نه اين نيست. اين رفته بوده براي ازدواج فلان آن هم رفته بوده در آرايشگاه و فلان و نمي‌دانم ویک قيافه‌ای مثل بوزينه داشته!! بعد رفته خودش را درست كرده اين رفته ديده و پسنديده و عروسي هم كردند و تشكيلات و يكي دو روز هم گذشته يك دفعه صبح از خواب بلند شد ديد اين ميمون كيه كه بغلش خوابيده!! اين كه ديشب زن ما بود نمي‌دانم جايش را عوض كردند شما چه مي‌گوييد؟ قِرَدَه؟ سِعدان، يك سعداني كنارش خوابيده، گفت اين چيه؟ تو كه ديشب اين بودي، گفت بابا ديشب هزار تا بند و بيل به خودم زده بودم گفت هان همين بند و بيل را زده بودي كه ما را گير انداختي، هيچي مهر كه پانصد سكه بوده قضيه و دادگاه و فلان و خلاصه بدبخت مجبور شد بدهد!