جلسه ۶۴
7پس بنابراين اصل حلي كه مرحوم نائيني به دنبالش است اصلا از ريشه غلط است از اول مگر شما مجبوريد اين كلام را قبول كنيد تا به دنبال حلش باشيد خب بگوييد هردو يكي است غلط است هم حفظ ماء واجب است هم وضو واجب است هردو هم مسير اليالحج واجب است لمن كان مستطيعا هم مسير الي الحج لمن يعلم انّه يصبح مستطيعا خب هردو يكي است تفاوت نميكند اين اشكال نقضي.
و اما اشكال فني، جناب نائيني جناب عالي كه با قاعده عقليه كه عبارت است از تفويت غرض مولا در صورت عدم اتيان به مقدمه حكم به وجوب مقدمه ميكنيد قبل از تعلق واجب، مگر بر اين اساس نيست كه خود وقت يا خود آن قيد به عنوان جزءالعله يا تمام العله ما اصلا نميگوييم تمام العله ما اصلا ميگوييم به عنوان جزء العله به عنوان جزء العله دخالتي در تنجز و در انشاء اصلا اصل انشاء حكم دارد مگر شما نميفرمائيد كه وقت زوال به عنوان جزءالعله خب ما ميترسيم بگوييم تمام العله بعنوان جزءالعله شما كه ميفرمائيد وقت زوال به عنوان جزءالعله دخالتي در اصل انشاء صلاه دارد شارع صلاه در وقت زوال را واجب كرده است نه در وقت ده دقيقه به زوال، ده دقيقه به زوال براي شارع معنا ندارد شارع كه صلاة ظهر را مقيد به وقت زوال كرده است و شما ميفرمائيد به خاطر اين قيد كه جزء العله است حكم وجوب صلاه انشاء ميشود، پس قبل از اتمام علت ميتواند، چه طور ميتواند علت موجب انشاء حكم بشود؟
دقت كنيد: قبل از تماميت العله آيا ميشود كه علت موجب ايجاد معلول كه همان وجوب صلاه است بشود؟ خب اين كه نميشود و عقلا محال است عقلا محال شد، پس ما وجوب صلاه حتي قبل از يك دقيقه به وقت زوال نداريم وقتي كه وجوب صلاه نداشتيم پس وجوب حفظ ماء را شما اصلا براي چه ميكنيد؟ ما كه اصلا واجبي نداريم شما هم كه ميدانيد ما وقتي واجبي نداريم حكم وجوب حفظ ماء براي چيست؟ وقتي ما واجبي نداريم حكم به اقدام بر تهيه مقدمات واجب براي چيست؟ چون بدون علت، معلول معدوم است با علم به معدوم، ذمه مكلف نسبت به اين حكم بري است، ذمه مكلف كه نسبت به حكم بري شد عقل نميتواند حكم به تهيه و اقدام بر مقدماتي كند كه آن مقدمات به واسطه وجوب حكم تازه آنها صورت الزام پيدا كردند وقتي كه نفس خود اين حكم مشروع نشده است فرض كنيد مثل احكامي كه در مدينه نازل شده خيلي از احكام در مدينه نازل شده، نبوده ديگر حالا براي كساني كه آنها مقام خود رسول اللَه صلي اللَه عليه وآله را يا بعضي افراد خب آنها مسالهشان جدا است اما براي ساير افراد كه حكم شراب در مدينه آمد در مكه كه حرمت شراب نبود يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَقْرَبُوا اَلصَّلاٰةَ وَ أَنْتُمْ سُكٰارىٰ … ﴿النساء، 43﴾ اين آیه در مدينه آمده خب حالا اگر يك نفر از آنها بگويد تا قبل از اين كه بيايد شب ها شرب خمر بكند بساطي راه بياندازد و پارتي بگیرد! پارتي كه ميدانيد چيست؟

