اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۷۳

0
فقه

ادامه بحث استطاعت در حج - بحث از «زاد» در حج (2) - 29-05-1430

جلسه ۷۳

6
  • من یک جائی رفته بودم، یکی بود اگر روزی هشت ساعت نمی‌دوید شب نمی‌خوابید خودش می‌گفت من باید روزی هشت فرسخ باید بدوم اگر ندوم شب خوابم نمی‌برد هشت فرسخ روزی هشت فرسخ این می‌دوید هشت ساعت یا هشت فرسخ در ذهنم است نمی‌دانم رفته بودیم برغو و آن وقت برمی‌داشت همین طوری دنبه را خالی خالی نمک می‌زد و می‌خورد گفتم اه اه تو چی هستی؟ گفت تا این دمبه را نخورم که این هشت فرسخ را نمی‌توانم بدوم! تازه افتخار هم می‌کرد! گوسفند را سر بریده بودند همین طوری دمبه‌اش را خورد دمبه را تا ته خورد لاغر هم بود! چه طوری هستند این ها؟!

  • حالا یک کسی این طوری است راه رفتن برایش عادی است حالا بگویم نخیر بنده باید راحله پیدا کنم سوارش بشوم بروم آن جا! نه این هیچ اشکال ندارد.

  • پس بنابراین مطلبی را که مرحوم صاحب جواهر نقل کرده اند و آمده‌اند به واسطه کثرت روایاتی که مفسر استطاعت زاد و راحله به ضمیمه آن اجماع و اتفاق و لاشک که وجود دارد آ‌مدند وحکومت دادند بر روایاتی که دلالت می‌کند حتی بدون زاد وراحله صرفا کسی که می‌تواند حتی بدون زاد که داریم یخدم القوم و یمشی معهم بدون آن ها می‌آید ترجیح می‌دهد این قسم جمع کردن در روایت باطل است و مفاد روایات هیچ‌گونه تعارضی با یکدیگر ندارند و استفاده‌ای که می‌شود از خود متن روایات این است که زاد و راحله مربوط به افرادی است که مشی را نمی‌توانند بکنند ولو در بلاد قریبه باشند ولو از مکه تا عرفات هم نمی‌تواند برود باید تحصیل زاد و راحله بکند و کسی که می‌تواند مشی انجام بدهد بدون زاد و راحله واجب است که همان مشی را برود ولو این که در بلاد بعیده باشد بدون خوف از مرض و از گرفتاری و اینها، کاروانی دارد حرکت می‌کند و می‌تواند برود.