اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۹۱

0
فقه
جلسات

موانع حج - موانع استطاعت: حمل و بحث از حرمت از بین بردن استطاعت (2) - 10-02-1431

نسخه عربی

جلسه ۹۱

5
  • فرض کنید من باب مثال در مورد صوم داریم یا ایها الذین کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم درست شد کما کتب علی الذین من قبلکم در این جا صیام واجب شده اگر فرض کنید ومن کان منکم مریضا او علی سفر نبود یعنی آیه نسبت به وجود مانع برای صوم آیه در اینجا ساکت بود در اینجا این وجوب صوم موجب حرمت سفر است پس در ماه رمضان سفر به طور کلی می‌شود حرام مگر در جایی که ضرورت به نحوی باشد که بر وجوب صوم غالب باشد و حاکم باشد یعنی ضرورت در آن حدّ باشد که فرض کنید خطر نفسی است فرض کنید که مسئله مهمی‌است، مثلا در مسئله صلاة هم وقتی که یک خطر نفسی است یا امر مهمی‌است انسان مباح است به قطع صلاة، بچه می‌افتد در آب، باید انسان صلاتش را قطع کند دیگر در مورد غرقی و امثال ذلک در یک چنین موردی خوب انسان می‌تواند، یا این که فرض کنید که انسان مریض بشود در وما کان منکم مریضا انسان در عین حال واجب است واجب است صوم بگیرد گرچه آن مرض به اصطلاح مرضی است که برای او ضرر دارد مگر این که آن ضرر ضرر مهلک باشد در آن صورت است که خب شارع امر به افطار در صوم داده است.

  • ولی وقتی شما می‌بینید که شارع می‌گوید ومن کان منکم مریضا او علی سفر در این جا این مسئله صوم را بر جری عادی این حکم، حکم تکلیفی را آورده چرا چون در زندگی مردم مرض پیدا می‌شود مرض هست صحت هست همین طور در زندگی مردم فرض کنید که سفر پیدا می‌شود مسافرت پیدا می‌شود کاری برای ایشان پیش می‌آید فرض کنید که باید بروند به کارشان و اینها برسند یا مثلا فرض کنیدکه مسافرت می‌کنند صله رحم می‌کنند کار که لازم می‌دارند حالا کارهای لازم، مثل این که فرض کنید که انقاذ غرقی و امثال ذلک نه کار لازمی‌است فرض کنید که یک شخصی رفیقش از یک جا آمده یک روزه می‌خواهد برگردد نمی‌تواند این سالها ندیده او را اگر نرود خوب او برمی‌گردد خوب این امثال ذلک یا این که فرض بکنید که برای مسافرتهایی که خوب آن مسافرتها جنبه عقلایی دارد و نه این که صرفا نفس خود سفر مورد نظر است خوب این گونه مسافرتها در زندگی مردم هست شارع در اینجا نیامده بگوید که حتما سفری که سفر لازم است و با عدم آن سفر هلاکتی در این جا مترتب است ضرر موبقی در این جا مترتب است نمی‌دانم در این جا حیثیتی در ا ین جا سلب می‌شود اینها را ندارد فمن کان منکم مریضا او علی سفر بر جری عادی احکام آمده اگر چه منتاً علی العباد در این جا فعدة من ایاّم اخر این عده من ایام اخر در این جا می‌آید به اصطلاح مسئله را بیان می‌کند.