جلسه ۹۲
3وقتي كه مولا يك مطلبي را عرضه ميدارد در همۀ امور خارجي، شما مشاهده ميكنيد كه خود شخص خودش قيام به ترتيب مقدمات ميكند و آن مقدمات را بر حسب فهم خودش تنظيم ميكند براي رسيدن به آن مسئله، اگر نياز به گرفتن پاسپورت باشد خوب ميرود به دنبال پاسپورت فرض كنيد كه ميگويند كه اين پاسپورت يك ماه كار دارد نميگذارد همان يك هفتۀ اخر كه فرض كنيد كه آن حَمله و کاروان ميخواهد حركت بكند اين برود دنبال پاسپورت كه ديگر فرصتي نيست و فوت وقت ميشود و عقلا او را بر اين تفویت وقت مذمت ميكنند ، و نميتواند بگويد من نميدانستم! حتي بر این ندانستن هل لا تعلّمت ميآيد چون در روز قيامت داريم هل لا عمِلت دارد ميگويد من نميدانستم هل لا تعلّمت در اين جا هست مسئلۀ هل لا تعلمت اشارۀ به همين حكم عقل است.
حكم عقل براي اين مسائلي كه همين ديروز صحبت شد در اين قضيه به همين جاها، واقعاً همه شكل پيدا ميكند اين مسائل اصولي اين مسائل عقلي اينها چيزهايي نيست كه فقط اختصاص به برهه دون برهه و يك موقعيت دون موقعيت داشته باشد آن چه را كه تا به حال ما ياد گرفتيم و به ما آموختند در مباني اصولي! اين است كه تا وقتي كه حكم به دستت نرسيده ميتواني در بروي! به حكم برائت و به حكم اباحه و به حكم فرض كنيد كه رفع ما لايعلمون و امثال ذلك در هر جا كه ميبينيد كه خب تكليفي نيامده است و مقام مقام اجمال است و مقام عدم بيان است خب در آن جا يك برائتي جاري كنيد و نسبت به مسئله بگذريد!
ولي در مكتب تربيت و در مكتب تزكيه خلاف اين را ميگويند! ميگويند بايد خودت دنبال بروي! نبايد بگويي كه مقام مقام اجمال است و مقام تعارض نصوص و تناقض و تضاد در نصوص است و فلان و.. يا اين كه مقام اجمال نص و فقدان نص و ابهام نص و از اين مسائلي كه خوب مرحوم آخوند، اينها را به اقسام تسعه اين ها را آوردند و تقسيم كردند و فرمودند كه در همة اينها حكم حكم برائت است و بايد رد شد.

